شما اینجا هستید:خانه » نوشته های برچسب شده"مایاکوفسکی"

دُن آرام و شولوخُف

»  مهرداد بهروزی- روسیه/ سال نخست جنگ اول/ دهکده ای نزدیک ساحل دن. پانتالیمون، پدر، با خانواده اش (پیوتر/ دوینا/گریگور) به کارکشت و زراعت اشتغال دارند. پیوتربا (داریا) ازدواج کرده، و، گریگور (که فریفته ی آکسینیا، همسر استفان ست)، با (ناتالیا). برادران به عضویت گروه های پارتیزانی ی ارتش روسیه درآمده و با آلمانی ها و لهستانی ها می جنگند. پیش از انتهای جنگ، پیوتر کشته می شود. بازگشت گریگور به دهکده، کوتاه خواه ...

ادامه مطلب

منظومه ی احساس و سیاست (دکتر ژیواگو)

درباره ی یک رمان/ فصل آخر) » مهرداد بهروزی- لحن پاسترناک در گستره ی  تالیف (و در سنت ادبیات روسیه) برهه ی بعد از کلاسیک های سده ی نوزده، خاص است. تسلط منحصر به فرداش به ابعاد واژگان به گونه ای ست که از ورای نوشته هایش (چه نظم و چه نثر) احساس به فوریت ( و در لحظه ای آنی) جلوه می یابد. مورد ذیل، نحوه ی کار مولف در عرصه ی نظم را بهتر توضیح می دهد: «با تمام مردم همدل ام/ و انگار که در دل شان بوده ام/ و در تمامی ...

ادامه مطلب

منظومه ی احساس و سیاست (دکتر ژیواگو)

(درباره ی یک رمان/ فصل اول) » مهرداد بهروزی با مرگ مادر (یوری) ی 9 ساله، او به خانواده (گرومکوی) سپرده می شود. سال های نزدیک به انقلاب روسیه، یوری که اینک پزشک است، در یک میهمانی، (لارا) را می بیند. لارا که به همراه مادرش تحت سرپرستی یِ (کاماروفسکی) است، در پی تعرض کاماروفسکی به وی، خودکشی می کند. یوری، لارا را از مرگ می رهاند، و فریفته اش می شود. با تثبیت انقلاب 1917، مسکو، اوضاع شلوغی پیدا می کند. یوری پس ...

ادامه مطلب

مایاکوفسکی (فصل آخر)

یادداشتی پیرامون یک چهره » مهرداد بهروزی- بی لحظه ای تردید، می بایستی این نکته را تصریح کرد که مایاکوفسکی تمامی این رخدادها را به وضوح می دید. وی به سبب حضور تداومی اش در همه ی سطوح اجتماع، طبعاً نه می توانست نبیند و نه می توانست بی تفاوت بماند. مایاکوفسکی کسی نبود که به محیط و زندگانی ی معاصر اش پشت کند. او، خود را بیش از آن که شاعر و نویسنده و نمایش نامه نویس بداند، روشنفکر می دانست. صفتی نو و چند سویه در ...

ادامه مطلب

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا