شما اینجا هستید:خانه » اجتماع » مذهب علیه مذهب!

مذهب علیه مذهب!

» امین حق ره-

خواهی آن رونق باغ تو شود
نکهت‌اش عطر دماغ تو شود
از درون زنگ تعصب بزدای!
بر خرد راه تامل بگشای!
#جامی

گزارش‌هایی را می‌خوانم از سلسله‌ حملات خشونت‌باری که نسبت به طلبه‌ها و روحانیون، طی ماه‌های اخیر در مناطق مختلف کشور رخ داده که در برخی موارد، متاسفانه به مرگ افراد مضروب هم منجر شده.

برابر آن‌چه از تقاطع اطلاعات آمده از گزارشات دریافت می‌شود، مبنای عمده‌ی این حملات (به هردلیل) تصویرهای ذهنیِ منفی ضاربین نسبت به ملبسین به لباس روحانیت است. و البته این را باید در کنار شیوه‌های تهاجمی و غیرمقبول نهی از منکر از منظر عرف، توسط برخی از معممین تحلیل کرد. رویدادی که تجربه نشان داده، نه تنها اسباب دینی ماندن یا حتی اخلاقی شدن (از دید متعهدین به قواعد مذهب) جامعه را فراهم نمی‌آورد، که موجب گسستی عمیق بین نسل نو و نهاد مذهب و مبلغین‌اش می‌شود.
این ماجرای به کینه و بغض و خشونت آمیخته البته چهره‌ی هولناک دیگری هم دارد.

اواخر تابستان‌، رسانه‌ها از حمله‌ای خونبار به یک طلبه‌ در نیشابور خبر دادند. ضارب چاقویش را در قلب روحانی جوانی فرو کرد که پشت فرمان خودرواش نشسته بود. طبق معمول رسانه‌های رسمی او را کشته‌ی راه امر به معروف و نهی از منکر معرفی کردند. قاتل پیدا یا معرفی نشد اما در پی‌جویی‌های شخصی وجوه دیگری از حادثه برایم عیان شد. این‌که طلبه‌ی جوان در هنگام حادثه، لباس روحانیت بر تن نداشت. و مهم‌تر؛ به روایتی اساسن دلیل قتل، حضور او با لباس شخصی ‌در ملاعام بود! گویی او قربانی تعصبات مذهبی هم‌صنفان خود شد. متعصبینی که احتمالن این حرکت او را وادادگی و تسلیم در مقابل جریان ضدمذهب تلقی کرده‌اند…

این روایتِ تازه از واقعه‌ی نیشابور، درست باشد یا نه، واقعیت این است که همین حالا رابطه‌ی بین نهاد روحانیت و توده‌ی جامعه ( و البته جریانات مختلف در بدنه‌ی نهاد روحانیت) به شدت آسیب دیده و نشانگان این شکاف و غریبه‌گی به شکلی عریان و علنی جلوه‌ گر هم است، به گونه‌ای که حتی بخش بزرگی از بدنه‌ی روحانیت خود آن را پذیرفته و در تعاملات اجتماعی هم لحاظش می‌کند (کراهت از پوشیدن لباس روحانیت در انظار عمومی توسط بسیاری از روحانیون بر همین اساس قابل توجیه است )

●اما چه باید کرد؟
با دیدی جامعه‌شناسانه و واقع‌گرایانه (و نه نگاهی امنیتی و سیاست‌زده و متوهمانه) البته که می‌شود ریشه‌های بروز خشونت‌هایی این‌چنین را فهمید و بعد هم برای کنترل و پیشگیری از تکرار حوادثی از این دست چاره‌ای خردمندانه اندیشید. در این صورت، بدیهی‌ست در ابتدای امر باید تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، به سیاست‌گزاری‌ها و مواضع غلط و‌ آسیب‌زای حاکمیت در حوزه‌های فرهنگ و اجتماع معترف شوند تا در گام بعد، در صورت جلب اعتماد عمومی، بتوان امکان مدیریت مساله را با تغییر شیوه‌های برنامه‌ریزی و اقدام، با بهره‌مندی از آرای متخصصان کاردان در جامعه فراهم کرد.

باید پذیرفت اگر معضلی به این خطیری نادیده انگاشته شود، و مساله همان‌گونه که بود و هست، بی‌پاسخ رها شود، هر روز که می‌گذرد باید منتظر ظهور جلوه‌ای تازه از خشمگینی، کینه‌جویی و انتقام‌کشی در جامعه بود. بازی خطرناکی که هیچ برنده ندارد. و قطعن بازنده‌ی اصلی همان است که پیگیرانه و سرسختانه، مُصر به آغازش بود و متعصابه ادامه‌اش را می‌خواهد…




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا