شما اینجا هستید:خانه » محیط زیست » جنبش نجات تالاب انزلی و مساله ی توسعه ی پایدار

جنبش نجات تالاب انزلی و مساله ی توسعه ی پایدار

» اسماعیل آلادینی ( کارشناس هیدرلوژی) –– مشاور بین المللی جایکا حدود ۱۵سال قبل، پیشنهادهائی درخروج از بحران زیست‌محیطی تالاب انزلی ارائه داد که محور اصلی آن کنترل آلودگی‌ها بود. امروز دیگر عملیاتی کردن مهمترین رئوس آن گزارش در اولویت نمی‌تواند باشد. چرا که تالاب طی سالهای اخیر درمهلکه‌ای فرو افتاده که درآن سالها موضوعیت چندانی نداشت. امروز پیشگیری از کاهش تدریجی ذخیره‌ آبی و خشک شدن تالاب به اولویت نخست بهسازی تالاب مبدل گردیده و بیش از آلودگی‌ها می‌باید درکانون توجه باشد.

دراواسط دهه‌ ۱۳۵۰ روزهای خشک‌تر از این را هم تالاب به خود دیده بود. ولی با وجود شرایط حادتر آن سالها، لااقل خطر تجزیه تالاب را تهدید نمی‌کرد. با ادامه وضعیت کنونی دیری نخواهد پائید که جز چند رودخانه ازتالاب باقی نماند. با تصرف اراضی تالابی، تالابی باقی نخواهد ماندکه نگران آلودگی آن باشیم. دور نیست آن روزی که بخش‌های شرقی تالاب به منطقه کشاورزی و پرورش آبزیان تبدیل گردد. حتی با اجرای طرح ساماندهی رودخانه‌ها، قادر به پیشگیری از غرقابی شدن زمین های آزادشده خواهند بود.

«سازمان‌دهندگان این پویش حالا که به دل داستان زده‌اند، باید فردای همین امروز گام بعدی را محکمتر، مطمئن‌تر وبلندتر بردارند». چگونه می‌توان درمقابل «آن که قدرت بی‌حد مخرب دارد و…دستان بلند و تمامیت خواه دولت است»، گام‌های بعدی را محکمتر برداشت؟

دراثرگذاری بر روند بهسازی تالاب، همایش‌ها و گردهمائی‌هائی برگزارگردیده که ضمن ارج نهادن به این تلاش‌ها، تاکنون در تفکر مخرب عملیات به اصطلاح بهسازی تغییری ایجاد نکرده است. البته درهمین فرصت‌های محدود نیز همواره نبایدها را هشدار داده بی‌آنکه از بایدها گفته باشیم (صرف نظر از اشاراتی در صفحه تاریخ شفاهی انزلی). متاسفانه درمواردی هم با سیاست تالابی سازمان مجری همگام بوده‌ایم.

سخن گزافی نیست که نقشه راه تنها پس از مطالعات تفصیلی توسط مشاوران ذیصلاح می‌تواند تهیه گردد. ولی تا زمانی که در اجرای چنین پروژه‌ای درمانده‌ایم، چاره‌ای جز ابراز نظرات کارشناسی آن هم به شکل یک بعدی باقی نمی‌ماند. دعوت و بیان دیدگاههای کارشناسان بومی و غیر بومی، در زمینه‌های مرتبط با احیای تالاب، انتشار تدریجی کلیه نظرات سازنده در یک ویژه نامه، به روز کردن و در معرض افکارعمومی نهادن، و سرآخر جمع بندی نهائی را به عنوان مطالبات عمومی در قالب یک گزارش به اطلاع مراجع ذیصلاح رساندن، یک پیشنهاد است. روشی که شاید موثر افتد و به اهداف بهسازی تالاب یاری رساند.

 

درگام اول، به سهم خود گزارشی بر اساس معیارهای هیدرولوژیکی تهیه نموده و معتقد است که مسیرهای ارائه شده در آن نه تنها به احیای تالاب می‌انجامد، که ضمن پاسخگوئی به نیازهای آبی دهه‌های آینده، به اقتصاد کم رمق استان جان تازه‌ای بخشیده و در راستای پایش از محیط‌زیست نیز خواهد بود. انتظار دارد آسیب های اجرائی این گزارش را هم طی همین اعلام نظرها، شناسائی و معرفی نمایند.

همه بازنده خواهیم بود اگر درمواجهه باغول واپسگرائی که این روزها گریبان محیط‌زیست را چسبیده، دستان‌مان کوتاه باشد.

* * *

شایان ذکر است که دراین گزارش، مواردی منجمله احداث سدشفارود و نحوه تامین آب کشارزی استان، ارگان‌هائی چون شرکت سهامی آب منطقه‌ای گیلان و سایر عوامل ذیربط را به چالش گرفته، و در اعلام حجم رواناب استان گیلان و رواناب ورودی به تالاب انزلی در این گزارش، که خود در تهیه داده‌های بلندمدت رودخانه‌های استان مشارکت و مسئولیت داشته‌ام، مغایرت معنی داری با گزارشهای مشابه آب منطقه‌ای گیلان مشاهده می‌شود، که در پانوشت گزارش ذیل به اجمال تشریح شده است.

 

چکیده گزارش

با تحلیل رفتن سد سفیدرود و به موازات آن حداقل بهره‌گیری از ظرفیت رواناب حوزه آبریز تالاب، زیست‌گاهها وثبات اقتصادی – اجتماعی جلگه مرکزی گیلان در مخاطره قرار گرفته است. دراین شرایط تنش‌زا، سازمان آب منطقه‌ای گیلان که آبگیری سد سفیدرود با مقیاس دیروز را ناممکن، و بحران آب در این منطقه پرآب را پیش رو می‌بیند، توقع [بهره برداری از۲۷۰۰میلیون مترمکعب رواناب داخل استان] را دارد. دستیابی به چنین هدفی مستلزم برپائی دستکم ۲۰سد مخزنی با مشخصات فنی سد شفارود است که نابودی هزاران هکتار از جنگلها، کمترین خسارت چنین اقدامی خواهد بود.

گزارش زیر با کندوکاو داشته‌ها و نیازها، افزایش محدود حجم تالاب را که خود با تغییرات اقلیمی رو به خشکیدن نهاده، پیشنهاد می‌کند. انتقال صدها میلیون متر مکعب از این طریق به دشت گیلان و احیای تالاب اهداف آن، و اولویت پایش ازمنابع طبیعی و تعادل بخشی بین توسعه و محیط زیست، ویژگی مهم گزارش است.

بیرون زدن تدیجی بستر در بخش میانی تالاب انزلی

رواناب استان گیلان  

تا حدود دو دهه قبل سالانه ۴۶۰۰میلیون متر مکعب از سد سفیدرود به جلگه مرکزی گیلان تزریق می‌شد که طی سالهای اخیر به حدود یک سوم کاهش یافته است. متقابلاهمزمان ۷۵۰۰ میلیون متر مکعب رواناب در استان تولید می‌گردد(۱). با این قابلیت، میانگین سرانه آب تجدید شونده استان ۳۰۰۰ مترمکعب در سال حاصل می‌گردد که نزدیک به دوبرابر شاخص تعریف شده در مناطق پرآب می‌باشد. با این‌همه، طی دو دهه اخیر این منطقه پرآب همواره کمبود آب زراعی داشته وحتی خشکسالی‌ها را نیز تجربه نموده است.

در یک نگاه ، سالانه حدود ۶۰ میلیون مترمکعب در ۸ هزار هکتار آب‌بندانها، و با بهره‌برداری از سدهای مخزنی در دست احداث پلرود، شفارود و شهربیجار، ۵۵۰ و در مجموع حدود ۶۰۰ میلیون و یا ۸ درصد رواناب ها مهار شده و ۹۲ درصد مابقی که بالغ بر ۶۸۰۰میلیون مترمکعب است، امکان ذخیره‌سازی نخواهند داشت. از این میزان ۲۷۰۰ میلیون مترمکعب فقط از تالاب انزلی به آب شور دریا سپرده می‌شود (۲).

 

سدسفیدرود در گذشته، حال و آینده

[ هدف اصلی سد سفیدرود تنظیم جریان‌های ورودی به رودخانه سفیدرود جهت آبیاری ۱۸۹۸۳۲ هکتار اراضی شالیکاری دشت گیلان و فومنات واقع درپایین دست] تعریف شده بود (۳). سد سفیدرود از روانابی که از ۷ استان دیگر سرچشمه گرفته و با الحاق به یکدیگر رودخانه‌های قزل اوزن و شاهرود را تشکیل می دهند، آبگیری می‌شود.

با نیمی از خروجی سالانه در سه دهه اول بهره‌برداری، اراضی شالیکاری زیر پوشش شبکه سفیدرود سیراب می‌شد و محیط‌زیست هم سهم خود را داشت. از حدود دو دهه قبل با تفویض مدیریت منابع آب به استان‌ها، و بهره‌برداری از دهها سد مخزنی بر رودخانه قزل اوزن، کاهش آبگیری سد سفیدرود را در پی آورده است.

وضعیت تنش‌زای کنونی با ذخیره‌سازی دستکم ۱۸۵۰ میلیون مترمکعب فقط در ۴ سد مخزنی در دست احداث رودخانه قزل اوزن، و انتقال صدها میلیون مترمکعب دیگر از رودخانه شاهرود، به بحران آبگیری در سد سفیدرود منجر خواهد شد (۴). در آن شرایط بحرانی، آب زراعی دشت فومنات با کدام منابع آبی جایگزین خواهد شد؟

 

طرح های آب منطقه ای گیلان درتامین آب

سیاست آب منطقه‌ای گیلان درحل این بحران، [اخذ تخصیص حق آبه استان ازحوضه‌ سفیدرود (حداقل ۲۰۰۰ میلیون متر مکعب در سال) و حداقل ۲۷۰۰میلیون متر مکعب از روان‌آب‌های جاری در حوضه‌های داخلی] اعلام شده است.

اخذ حداقل۲۰۰۰میلیون حقابه، مستلزم عدم بهره‌برداری از سدهائی است که مناطق بالادست برای رهائی از بحران آب در دست احداث دارند. فقط ۴سدمخزنی رودخانه قزل اوزن بیش از۱۸۵۰میلیون مهارخواهند کرد که بیش از جریان ورودی به سد سفیدرود است. به راستی استانهای ذی‌نفع، سدهای نزدیک به بهره‌برداری را آبگیری نمی‌کنند تا آب مورد نیاز خود را در اختیار استانی که چندهزار میلیون آب مازاد دارد قرار دهند؟

ولی چالش بزرگتر نحوه مهار۲۷۰۰ میلیون از آبهای جاری داخل استان است. بدین منظور۱۰سد مخزنی برای کنترل فقط نیمی از آن می باید احداث گردد که با عنایت به آسیب پذیری زیستگاههای استان یک فاجعه خواهد بود. آب‌بندانها هم دیگر گزینه‌اند که آب منطقه‌ای گیلان [در نظر دارد با لایروبی و تعمیق این منابع آبی امکان بهره‌برداری از این منابع را توسعه دهد].

لایروبی آب‌بندانها تا حل ابهامات پیچیده حقوقی و مقررات زیست‌محیطی، به سادگی آنچه که عنوان می‌شود نیست. درصورت رفع این معضلات و با لایروبی حتی۳۰۰۰هکتار (از مجموع ۸۱۰۰ هکتار آب‌بندانهای استان)، با عمق متوسط ۲متر، و ۲مرحله آبگیری طی دوره آبیاری، تنها حدود۱۲۰میلیون مترمکعب ذخیره‌سازی می‌شود.

 

رواناب بهنگام رودخانه ها

حجم جریانهای ورودی بلند مدت به تالاب طی دوره آبیاری مزارع که از اوائل بهار و به مدت ۴ماه ادامه می‌یابد، همان‌گونه که در نمودار شماره (۱) منعکس است، بالغ بر۶۰۰ میلیون متر مکعب بوده که کمترین ورودی در مرداد ماه با ۱۰۵میلیون متر مکعب مشاهده می‌شود. ولی چرا این جریان پرآب که طی فصل زراعی، دشت فومنات را در می نوردند، بدون واسطه و قبل از تخلیه به تالاب، به مزارع تشنه هدایت نمی‌شوند‌؟

نمودارشماره (۲) که نمونه‌ای ازآبدهی روزانه یکی از رودخانه‌های ورودی به تالاب در۵ ماه اول سال را نمایش می‌دهد، پاسخ آن است. با تفکیک جریان سطحی و جریان پایه این آمار مشاهداتی که می‌تواند معرف تخلیه دشت فومنات هم باشد، در می‌یابیم که بیش از ۸۰درصد رواناب این دوره، متشکل از سیلابهای بارانی است که در چنین روزهائی به دلیل اشباع بودن از آب باران، شالیزارها بی نیاز از آبرسانی‌اند.

رواناب روزهای غیرسیلابی رودخانه ها هم، مجموعه‌ای از پساب مزارع و تتمه جریان پایه حوزه آبریز است که سهمی کمتر از ۲۰درصد ماهانه را دارند.

سدهای مخزنی راهکار بحران زا  

رایج‌ترین روش ذخیره‌سازی رواناب، سدهای مخزنی‌اند که به دلیل آسیب‌زائی غیرقابل جبران، احداث آن در بسیاری ازکشورها منسوخ شده است. این سازه‌ها افزون برآثار مخرب‌ زیست‌محیطی و پیامدهای اجتماعی، بیم و امید را با هم در خود دارد.

از یاد نبریم که زلزله ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ منجیل- رودبار، که بیش از۳۰هزار کشته برجای نهاد و ۲۰۰ هزار واحد مسکونی را تخریب کرد، با ایجاد تَرَک عرضی در یکی از پایه‌های سدسفیدرود که در لحظه وقوع زلزله نزدیک به ۱۰۰۰میلیون ذخیره آبی داشت، می‌توانست این مصیبت را به یکی از بزرگترین فجایع تاریخی تبدیل نماید.

نکته قابل تامل پس ازاین واقعه احداث سدهائی است که دستکم یک مورد آن ضرورت نداشت. ساخت سد شفارود با هدف تامین آب کمتر از ۱۱هزار هکتار اراضی کشاورزی (بدون امکان توسعه) و مصارف خانگی رضوانشهر- پره سر، با چالش‌هائی همچون خطر زلزله، جابجائی چند روستا، و نابودی چندصد هکتار از جنگل‌های منطقه هیرکانی، به واقع اجتناب پذیر بود.

با بهره‌برداری از این سد، اراضی کشاورزی بیشترین سهم را خواهند برد. در حالی که این اراضی همواره با آب بهنگام رودخانه‌های دیناچال، شفارود و چافرود آبرسانی شده‌اند. کاستی‌های سالهای خشک هم با گزینه کارآمدتر، هزینه‌های زیست‌محیطی و اجرائی به مراتب کمتر، با احداث خط انتقال ۴۰ کیلومتری با ظرفیت آبگذری یک متر مکعب برثانیه، از تالاب انزلی می‌توانست (می تواند) جبران گردد.

 

جبران کاهش ذخیره آب سدسفیدرود   

با آبگیری سدهای مخزنی رودخانه قزل اوزن، سد سفیدرود ناتوان از تامین آب زراعی ۱۹۰هزار هکتار اراضی زیر پوشش شبکه خواهدبود (۵). افت جریان پایه رودخانه‌ها در فصل زراعی و هدر رفتن رواناب در دیگر ماههای سال، سایر عوامل تشدید کننده بحران آبرسانی به دشت فومنات‌اند. مخزن آماده آبگیری تالاب انزلی کم هزینه‌ترین جایگزین بخش آبرفته سد سفیدرود است. میانگین ماهانه جریان حوزه آبریز به تالاب ۲۲۵ میلیون متر مکعب مطالعه شده که بسی فراتر از نیازهای آبی منطقه است.

افزایش سطح آب تالاب بدون نیاز به محصورشدن و تنها با احداث یک سد انحرافی با ارتفاع بسیار کوتاه که بالا آوردن حدود یک متری سطح آب تالاب در مقطع خروجی را در پی داشته باشد، منجر به پوشش آبی در پهنه تالاب و افزایش حجم مورد نظرخواهد شد. در این وضعیت زمینه انتقال آب که در خشک‌ترین ماه سال کمتر از ۱۰۰میلیون مترمکعب نخواهد بود ، مهیا می‌گردد.

تاسیسات انتقال آب بدون تجاوز به محدوده تالاب می‌تواند پیش‌بینی گردد. خطوط انتقال سالانه صدها میلیون مترمکعب رواناب مازاد را به روش ثقلی و یا با ایستگاه‌های پمپاژ، به بخش میانی و پایین دست دشت فومنات منتقل می‌کنند. بدین ترتیب با آبیاری تلفیقی از تالاب انزلی و سدسفیدرود تحلیل رفته، دشت فومنات تنش آبی را از سر خواهد گذراند.

 

افزایش حجم تالاب تهدید یا فرصت؟

افزایش حجم، آیا تهدیدی برای اکوسیستم تالاب است؟

نهادهای نظارتی ذیربط می‌باید به آن پاسخ گویند، ولی طی چنددهه اخیر با بالا و پایین شدن آب دریا، دو نوسان شدید در اواسط دهه ۵۰ و۷۰ درتالاب مشاهده شده است. تغییرات سطح آب دریای خزر در اداره بنادر و کشتیرانی انزلی در بازه زمانی ۱۳۵۶- ۱۳۷۵ را که در نمودار شماره (۳) ارائه شده مرور می‌کنیم.

بر این اساس تراز آب دریا درسال ۱۳۵۶نسبت به دریاهای آزاد ۲۸/۴۶-  و در سال ۱۳۷۴برابربا ۲۶/۰۹-  متر ثبت شده است. رقوم‌های ارتفاعی یادشده معرف متوسط سالانه بوده و اختلاف متوسط ماهانه طی همین دوره به ۲/۷۱متر هم می‌رسد. اگر همان متوسط سالانه را معیار قرار دهیم طی ۱۸سال سطح آب دریا ۲/۳۷متر افزایش داشته که با نشانه های متقن عمق متوسط و حجم تالاب در اوائل دهه ۱۳۷۰ حدود یک متر، و ۱۵۰ میلیون مترمکعب افزایش یافته بود.

مسیر توسعه پایدار                

براساس آخرین یافته‌های علمی، فرو نشستن آب دریای خزر ممکن است چنددهه ادامه داشته باشد. باتحقق این نظریه، ذخیره آب تالاب از درون تهی شده و عناصر حیاتی آن از دست می‌رود. تغییر کاربری زمین‌های بیرون زده از آب ، دیگر پیامد خطرناک این منبع پایدار زیست‌محیطی استان است.

افزایش حجم تالاب بدون تردید دستاوردهای بزرگی به شرح زیر خواهد داشت که با مطالعات تفصیلی به شناخت دقیق‌تری منجر می‌گردد. هم‌چنان که تبعات احتمالی آن نیز شناسائی خواهدشد:

۱- سالانه صدها میلیون مترمکعب برای مصارف گوناگون، آب شیرین قابل انتقال دردسترس خواهد بود که پاسخگوی نیازهای آبی منطقه بوده و به توسعه اقتصادی- اجتماعی استان گیلان منجر خواهد شد.

۲- ذخیره آب سد سفیدرود از استانهائی سرچشمه می‌گیرند که خود تنش آبی دارند و بهره‌برداری از رواناب سرشاخه‌های قزل اوزن و شاهرود تنها گزینه رفع نیازهای آبی این استانها است. با بهسازی تالاب، وابستگی به رواناب دیگر استانها به حداقل می‌رسد و کاهش آبگیری باز هم بیشتر سد سفیدرود، برای جلگه گیلان بحران ساز نمی‌گردد.

۳- مخزن تالاب در وضعیت پس از بهسازی، همانند مخزن یک سد تحت کنترل بوده و تابع نوسانات دریا نخواهد بود.

۴- پیشگیری از ورود آلاینده‌ها و پسماندها، رهائی تالاب از دستبردها، با کمترین هزینه‌های اجرائی و بیشترین پوشش آبی، و همچنین عدم نیاز به هزاران حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق دستاوردهای زیست‌محیطی این پروژه است.

*   *   *

به فاصله کوتاهی از پل غازیان و بعد از الحاق۴ روگا به یکدیگر، می‌تواند مکان مناسبی در احداث سازه پیشنهادی بوده و شنبه بازارروگا با راهکارهائی نقش سر ریز طبیعی تالاب را داشته باشد. در این صورت دسترسی برای صیادان و دوستداران حیات وحش تالاب، از دو طریق میسر خواهد شد. مسیر عادی شنبه بازار روگا، و کمی بالاتر از سد انحرافی با پیش‌بینی پایانه‌های دریایی.

 

پانوشت :

۱- سازمان آب منطقه‌ای گیلان این حجم از رواناب را غیرواقعی می داند. این ارگان مسئول [ریزش متوسط سالانه استان را ۱۰۶۱ میلیمتر، رواناب معادل آن را ۶۵۵۹ میلیون مترمکعب، و اطلس منابع آب حوزه آبریز سفیدرود بزرگ را، ماخذ آن] اعلام نموده است.

با این داده‌ها متوسط «ضریب جریان» (نسبت جریان به ریزشها) در استان گیلان نزدیک به ۴۷درصد حاصل می‌گرددکه به راستی ابهام برانگیز است. چرا که ضریب جریان در محدوده‌های مطالعاتی «تالش- آستارا»، «فومنات» و «آستانه- کوچصفهان» به ترتیب ۶۱/۵ ، ۶۰ و ۶۳درصد تحقیق شده است. این ضریب برای محدوده «لاهیجان- چابکسر» نیز ۵۵ تا ۶۰ درصد برآورد می‌شود. بدین ترتیب متوسط ضریب جریان استان بالای ۶۰درصد، و دبی تخلیه از دشتها بسیار فراتر از حجم مورد ادعای آب منطقه‌ای گیلان است.

۲ – سازمان آب منطقه‌ای گیلان حجم رواناب ورودی به تالاب را ]براساس گزارش بیلان منتهی به سال آبی۹۰- ۸۹ معادل ۲۱۰۰میلیون مترمکعب [ اعلام نموده و ۲۷۰۰میلیون مترمکعب را مردود می‌شمارد.

برآورد حجم رواناب با کمترین خطا در چنین مواردی که بیشترین رواناب خروجی تحت کنترل قرار دارد، روش دبی ویژه است. متوسط وزنی دبی ویژه بلند مدت ایستگاههای هیدرومتری پیربازار، نوخاله، لاکسار، چومثقال، کلسر وکوتمجان (خالکائی ومرغک) برابربا ۲۳/۱۸ «لیتردرثانیه درکیلومتر مربع» استخراج شده است. حجم تخلیه سالانه از این طریق، با [۳۷۴ هزار هکتارمساحت حوزه آبریز تالاب انزلی]، بیش از۲۷۰۰ میلیون متر مکعب محاسبه می‌شود. بکارگیری روش ضریب جریان نیز کم و بیش به همین رقم می‌رسد.

۳- شرکت سهامی آب منطقه ای گیلان- سدهای بزرگ مخزنی.

۴- ازچنددهه قبل سالانه حدود ۳۰۰میلیون مترمکعب از رواناب رودخانه شاهرود به دشت قزوین منتقل می‌شود. با بهره برداری فقط از ۴ سدمخزنی رودخانه قزل اوزن دراستور ، مشمپا ، تلوار و کوثر که عنقریب به آبگیری می‌رسند به ترتیب ۱۱۰۰ ، ۴۶۰ ، ۲۳۰ و ۷۶ میلیون مترمکعب رواناب ذخیره خواهندکرد (شرکت مدیریت منابع آب ایران- مشخصات سدهای ایران). در دیگرشاخه اصلی رودخانه سفیدرود و ازطریق رودخانه شاهرود نیز۳۵۰ میلیون مترمکعب رواناب سرشاخه‌های شاهرود به دشت قزوین (خبرگزاری مهر ۱۳دی ۱۳۹۳)، و ۳۰۰ میلیون مترمکعب بازهم از سرشاخه‌های رودخانه شاهرود برای آب شرب تهران انتقال خواهد یافت (پایگاه اطلاع رسانی دولت- ۲۸ شهریور ۱۳۹۱).

۵- برای ۳سدمخزنی بزرگ در دست احداث استان گیلان، برنامه‌ای در تامین آب اراضی شالیکاری دشت فومنات پیش بینی نشده است. سد مخزنی شهر بیجار با هدف تامین آب شرب ۱۳ شهراستان و ۱۵۰ هکتاراراضی کشاورزی. سدمخزنی شفارود با هدف تامین آب شرب رضوانشهر، پره‌سر و تامین آب کشاورزی ۱۰۸۳۰ هکتاردر غرب استان. سدمخزنی پلرود با هدف تامین آب شرب ۷شهر و آب کشاورزی ۲۷۰۰۰ هکتاراراضی شالیکاری و باغات شرق گیلان ، در دست احداث‌اند. (شرکت سهامی آب منطقه‌ای گیلان- سدهای بزرگ مخزنی).

 

ملاحظات :  جملات داخل کروشه، نقل قول از گزارش‌های سازمان آب منطقه ای گیلان است.

 

 




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا