شما اینجا هستید:خانه » فرهنگ و هنر » کتابخانه » بازخوانی ها (خرمگس/ اتل لیلیان وینیچ)

بازخوانی ها (خرمگس/ اتل لیلیان وینیچ)

»مهرداد بهروزی-

سال۱۸۲۷ ایتالیا به اشغال اتریشی‌ها درآمده.آرتور برتون (عضو سازمان ایتالیای جوان) ناخواسته اسرار سازمان را به کشیش کاردی، لو م‌ دهد. با بازداشت آرتور، و زان پس، آزادی‌اش، جنیفر وارن (جما) دیگر عضو سازمان، وی را ازخود می‌راند. آرتور با یک کشتی تجاری رهسپار آرژانتین می‌گردد.

۱۳سال بعد سازمان ایتالیای جوان به توصیه‌ی خانم بولا (جما) از طنزنویسی شهره (خرمگس/ فلیس ریوارز) دعوت به کار می‌نماید. نوع برخورد ریوارز، با اتریشی‌ها باعث بازداشت‌اش می‌شود. کاردینال مونتانلی، در دیداری با خرمگس (پیش از تیرباران) اطلاع می‌یابدکه ریوارز ماحصل گناهی‌ست که سال‌ها پیش مرتکب شده، و، جما، در نامه‌ای که از خرمگس به دست‌اش می‌رسد در می‌یابد که او همان آرتور است.

 

اتل. لیلیان. ووی نیچ (۱۹۶۰-۱۸۶۴) ایرلندی بود. پس از ازدواج  با یک لهستانی (میشائیل ووی نیچ) در۱۸۸۷، عنوان اسمی‌ شوهرش را به خود گرفت. خانم ووی نیچ، تحصیل کرده‌ی رشته‌های فلسفه وادبیات (در لندن)و موسیقی(در برلین) بود.کارنامه‌ی تالیفی اش از ۱۸۹۷ تا به ۱۹۱۱مشتمل به ۴رمان است.

ووی نیچ، رمان خرمگس (که کار نخست اوست) را در۳۳ساله‌گی‌اش نگاشته. اثری منحصربه فردکه از بهترین های تاریخ ادبیات به شمار می‌آید. شالوده‌ی داستانی خرمگس،۳سازه موضوعی‌ست:

رویاروئی ایتالیائی ها با اتریشی‌ها/ مناسبات آرتور با جما/ رابطه‌ی آرتور با مونتانلی. به نظرمی‌آیدکه آن بانوی ایرلندی، از ورای اشغال ایتالیا توسط اتریشی‌ها، می‌خواسته موردهای دومی و سومی را ارائه دهد. شایان توجه است که عمده‌ترین عناصرمبارزه با اتریشی‌ها، نه ایتالیائی،که انگلیسی‌اند! یعنی، آرتور برتون، و، جنیفر وارن.

مناسبات آرتوروجما، ۴فصل، و رابطه‌ی آرتور و مونتانلی در ۷فصل از رمان تداعی یافته. پیرامون فردیت آرتور- ریوارز(خرمگس) اما نکته‌ای مجهول مانده. تضاد وی با مذهب (چونان مولفه‌ای تاکیدی در رمان) فاقد پس‌زمینه‌های داستانی ست. ووی نیچ، جزئیات مستتر در مرکزی‌ترین فردیت رمان‌اش را ناگفته گذارده. چه آن هنگام که آرتور بوده و مذهبی، و چه پس از ۱۳سال که، فلیس ریوارز است و لامذهب.

صرف لو دادن قضایای سازمان ایتالیای جوان (توسط کشیش کاردی) نمی‌تواند محملی تعیین‌کننده در این راستا به نظر آید. پس می‌ماند یک نکته‌ی دیگر: اشتباه مونتانلی از بابت رابطه‌ی عاطفی‌اش با مادرآرتور، که می‌تواند باعث تنفرآرتور (فلیس ریوارز) از مذهب گردد. حتا با فرض نکته‌ی آمده اما واپسین فصل رمان خرمگس شبهه زا به نظرمی‌آید:

درفصل انتهائی رمان، نویسنده، با روایت سنّتِ عشای ربّانی در کلیسا، مونتانلی را تطهیر می‌کند: وآن‌گاه به چشمان پسرِ عزیزم می‌نگرم و می‌دانم که کفاره‌ی خون آن جا بود و من دیگر، پسری ندارم و می نگرم به پیرامون خویش از این زمین خون آلود آن جا که قلب من، دفن شده…




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا