شما اینجا هستید:خانه » رویدادها » گفتگو با ناصر چشم آذر (درباره باران عشق و…)

گفتگو با ناصر چشم آذر (درباره باران عشق و…)

» محسن کامیاب-

همیشه دوست داشتم ناصر چشم‌آذر را ببینم. او را اولین بار در فیلم میکس داریوش مهرجویی دیده بودم. پارسال به طور کاملا اتفاقی او را در هتل داریوش کیش ملاقات کردم. در لابی هتل یک پیانوی بزرگ سیاه بود و صدای پیانو شنیده می‌شد، مردی که عینک تیره به چشم داشت، آهنگ‌ ای ایران را می‌نواخت. برخلاف نحوه نشستن معمول پیانیست‌ها، خیلی راحت و ریلکس پشت پیانو نشسته بود و جالب‌تر از همه این که یک فندک هم بین انگشت چهارم و انگشت کوچک دست چپش بود.

یک سال و دو ماه گذشت. تا در اولین روز از زمستان سال ۹۰ در خانه‌اش مهمان این آهنگ‌ساز باشم. آن چه در ادامه می‌خوانید، حاصل چند ساعتی است که به بهانه مصاحبه، مهمان ناصر چشم آذر بودم.
او مثل یک مهمان و دوست قدیمی با من رفتار کرد و از آنجایی که به دوستانش خیلی اهمیت می‌دهد تلفن‌های زیادی را در مدت مصاحبه جواب داد و خاطرات زیادی تعریف کرد. آهنگ‌هایش را پخش کرد و هر آهنگی داستان جذاب خودش را داشت. حیفم آمد که تنها گفتگوی رسمی مطبوعاتی بین ما که شاید تنها نیم ساعت طول کشید را پیاده سازی کنم و از آن چه در این چند ساعت شیرین گذشت هیچ ننوسیم. لذا آن چه در ادامه می‌خوانید، به صورتی که اتفاق افتاد و داستان وار تنظیم شده است:

 

کامیاب: آقای چشم آذر، معروف‌ترین اثر شما در میان مردم، آلبوم باران عشق است. الان حدودا ۲۰ سال از زمانی که این آلبوم ساخته شده می‌گذرد و همچنان در تمام فروشگاه‌های موسیقی و محصولات فرهنگی موجود است و خریدار زیادی هم دارد. این آلبوم چه دارد که بعد از ۱۹ سال هنوز پرفروش است و مخاطب دارد؟

چشم آذر: آلبوم باران عشق هیچ چیز خاصی نداشت. من چشم‌هایم را بستم و فکر کردم. دیدم جنگ تمام شده و مردم به یک دوره آرامش نیاز دارند. مردم شهید داده‌اند، اسیر داده‌اند. معلولین و جانبازان برگشته‌اند. وخیلی راحت با سرک کشیدن به فروشگاه بتوون دیدم مردم آهنگ‌های جواد معروفی، ریچارد کلایدر من و… را می‌خرند متوجه شدم مردم چه نوع موسیقی‌ای را می‌طلبند. با خودم گفتم باید کاری ارائه دهم که از بچه ۵‌ساله تا آدم ۵۰ ساله گوش کند و لذت ببرد. که نتیجه آن شد؛ باران عشق.

 

کامیاب: جمع کردن این آلبوم چقدر طول کشید؟

چشم آذر: من یک هفته‌ای این آلبوم را جمع‌کردم.

 

کامیاب: این اثر چه سالی ضبط کردید؟

چشم آذر: این آلبوم را سال ۷۱ ضبط کردم.

 

کامیاب:  از شروع« باران عشق» بگویید؟

چشم آذر: شروع «باران عشق» با صدای دریا است که من خودم میکروفون و تجهیزات ضبط را کنار دریای خزر بردم تا صدای واقعی دریا را ضبط کنم. البته صدای آماده دریا یا هر صدای دیگری را می‌توان آماده خرید اما من مخصوصا می‌خواستم که شروع باران عشق با دروغ نباشد بلکه با پاکی و راستی باشد. البته بماند که بعضی‌ها از این صدا در فیلم‌هایشان به جای صدای اجاق گاز و غیره استفاده کرده‌اند.

 

کامیاب:  عوامل این آلبوم چه کسانی بوده‌اند؟

چشم آذر: ضبط و میکس آن از آقای سعید کاشفی است که به خوبی توانستند ایده‌های من را در مورد موسیقی اعمال کنند و تهیه کننده این آلبوم آقای بهرام بحرینی است. [ تلفن همراه چشم آذر دوباره زنگ خورد و این بار دستیار آقای داریوش مهرجویی بود که گفت آقای مهرجویی خارج است. چشم آذر به او گفت: یک نسخه کپی‌برداری غیر مجاز از روی پرده سینما از جدیدترین فیلم مهرجویی را دیده و می‌خواهد به آقای مهرجویی اطلاع بدهد که جلوی این جریان را بگیرد که مثل فیلم علی سنتوری نشود.]

«واقعا این چه کاری است که یک عده انجام می‌دهند. فیلم علی سنتوری همین طوری پخش شد. من از کسانی تعجب می‌کنم که این نسخه‌های کپی بی‌کیفیت را می‌خرند و می‌بینند. نه صدا معلوم است که چیست، نه تصویر». [در این لحظه چشم آذر یکی از آهنگ‌های قدیمی‌اش را پخش کرد و گفت: این را گوش کن. این تنظیم را نشنیده‌ای چون چیزی که بعدا پخش شد، تنظیم دیگری داشت.]

این تنظیم با ارکستر زهی است. آهنگ که پخش شد گفت: صدابردار و کسی که این آهنگ را میکس و مستر کرده، ویگن داوودی است. نامش را شنیدی؟

 

کامیاب:  متاسفانه نه.

 

چشم آذر: به جرات می‌توانم بگویم ۴۰ درصد کارهای پاپ ایرانی را او ضبط کرده است. کسی بود که اولین دستگاه ضبط ۸ تراکی را از آلمان به ایران آورد. رو کرد به من و گفت: می‌دانی بدبختی من کجا است؟ بدبختی اینجا است که همه کسانی را که دوست دارم…. [منتظر بقیه حرفش ماندم اما ادامه نداد. تلفن همراه را برداشت و شماره‌ای را گرفت. ]

«سلام ویگن جان. الان محمدعلی دوست خبرنگارم آمده. برای جایزه دیپلم افتخاری که در جشنواره فجر دادند آمده مصاحبه مطبوعاتی انجام دهد. مثل این که امسال نوبت ما شده. » داوودی، اگر گفتی الان داشتیم چی گوش می‌کردیم. گوش کن». [ آهنگ زیبا پخش می‌شد. ] « ویگن بیا همین الان اینجا، هرکاری داری بگذار برای بعد، بیا با هم این مصاحبه را انجام دهیم.»[ بعد گوشی را داد به من. و من هم سلام و احوال پرسی کردم. دوباره گوشی را گرفت اما انگار آقای داوودی مهمان داشت.

گفت که خیلی دوست دارد بیاید اما نمی‌تواند و خداحافظی کرد.] «یک آهنگ برایت می‌گذارم. آهنگی است از سال ۱۳۵۶، ۲۹ مهر ماه این آهنگ را سفارش دادند به من و شب سوم آبان پخش شد. من با این آهنگ حکم اعدام خودم و خانواده ام را امضا کردم اما خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. آهنگ آهنگی بود بسیار اعتراضی به رژیم گذشته. » آهنگ که تمام شد گفت: خب من در خدمتم.

شروع «باران عشق» با صدای دریا است که من خودم میکروفون و تجهیزات ضبط را کنار دریای خزر بردم تا صدای واقعی دریا را ضبط کنم. البته صدای آماده دریا یا هر صدای دیگری را می‌توان آماده خرید اما من مخصوصا می‌خواستم که شروع باران عشق با دروغ نباشد بلکه با پاکی و راستی باشد.

 

کامیاب:  باران دومی هم آیا در کار هست؟

چشم آذر: این آلبوم ۱۹ سال پیش ساخته شد و هنوز هم طبق گزارش فروشگاه‌های محصولات فرهنگی، پرفروش است. من به احترام آن آخرین نفری که می‌رود و آلبوم باران عشق را تهیه می‌کند هنوز آلبوم باران ۲ را بیرون نداده‌ام.

 

کامیاب:  شما هیچوقت به فکر اجرای متفاوت یا Remaster یا Remix این آلبوم بودید؟

چشم آذر: حدود ۱۲ سال پیش از من دعوت شد که بروم به ژاپن در اوزاکا که این آلبوم را در آن جا با ارکستر سمفونی ضبط کنم و همراه درخواست‌شان پیشنهاد ۲۰۰ هزار دلار را دادند. اما من همین شکل که هست و در یک اطاقک کوچک ضبط شده را بیشتر دوست دارم تا این که این آلبوم با ارکستر سمفونی اوزاکا ضبط شود. این آلبوم متعلق است به مادران ایرانی که بر مزار فرزندانشان گریستند.

 

کامیاب:  با ارکستر سمفونی ایرانی چطور؟

چشم آذر: این مسئله نیاز به مذاکره دارد ولی من هنوز به آن مرحله نرسیدم که رضایت دهم. بارها به من پیشنهاد داده‌اند که این آلبوم را در تالار وحدت اجرای زنده کنم ولی من رضایت ندادم چون ارکستر سمفونی ما متاسفانه آنچنان قوی نیست.

 

کامیاب:  آقای چشم آذر اگر گوش من اشتباه نکند، صداهایی که در این آلبوم استفاده کردید از سینتی سایزر KORG M1 است؟

چشم آذر: بله در مورد ساز Korg درست گفتید. این آلبوم را با دو کیبورد Korg M1 و o1w زده شده برای همین هم بود که ژاپنی‌ها خیلی علاقه مند بودند این آلبوم را یک بار دیگر ضبط کنند چون با دو‌ساز ژاپنی آن زمان ضبط شده بود.

 

کامیاب:  آقای چشم آذر شما از پیشگامان استفاده از سینتی سایزر در موسیقی پاپ ایران و موسیقی فیلم هستید…

چشم آذر: بله. متاسفانه و خوشبختانه.

 

کامیاب:  چرا متاسفانه؟

چشم آذر: چون در مملکت ما خیلی‌ها هستند که مدعی خیلی چیزها هستند اما عملا زیرزمینی از آب در‌آمدند. فکر می‌کنم همین قدر کفایت می‌کند.

 

کامیاب:  الان استفاده از کامپیوتر برای ساخت موسیقی رایج شده اما شما در این زمینه هم از اولین اساتید کشور بودید.

چشم آذر: بله الان دیگر کامپیوتر و استفاده از VST جای سینتی سایزر‌ها را گرفته و هم امکانات بیشتری در اختیار آهنگ ساز قرار می‌دهد و هم قیمت آن نسبت به سینتی سایزر ارزان‌تر است و دردسرهای خاص صدابرداری از ساز را هم ندارد. من الان دارم یک آلبومی را آماده می‌کنم که به شدت روی Panning صدا‌ها یعنی این که کدام صدا از چپ باشد و کدام از راست و این که چند درصد از هر صدا از کدام طرف گوشی پخش شود کار می‌کنم. این آلبومی که درحال ساخت آن هستم را باید با هدفون گوش کرد. [از او درباره ویگن داوودی پرسیدم. که الان چه کاری می‌کند. آیا همچنان مشغول کار ضبط و میکس و مستر موسیقی است. چشم آذر با نگاهی که حاکی از افسوس است گفت: « نه. الان بیزنس می‌کند.» به یاد صحبت چند دقیقه پیش او می‌افتم که گفت با مراجعه به یک فروشگاه موسیقی در سال ۷۱ متوجه شده بود که مردم دنبال آرامش هستند.]

 

کامیاب: آقای چشم آذر، ۲۰ سال پیش شما وقتی به فروشگاه بتوون مراجعه کردید، دیدید که مردم کارهای بی کلامی چون کارهای جواد معروفی، فرامرز لاچینی و ریچارد کلایدر من را می‌خرند و نتیجه گرفتید که الان روحیه آرامش چیزی است که مردم در موسیقی به دنبال آن می‌گردند.

چشم آذر: طی چند دهه اخیر با استعداد‌های درخشانی در حوزه آهنگسازی برخورد داشتم و به آینده آهنگسازی بسیار امیدوارم. با این حال برخی آهنگسازان که با ابتدایی ترین قواعد نیز آشنایی ندارند به کانون مراجعه می‌کنند که قاعدتا مورد تائید قرار نمی‌گیرند.

 

کامیاب: آیا می‌توان یا به اصطلاح از نوع ذائقه موسیقی مردم می‌توان نتیجه گرفت که جامعه چه‌وضعیتی دارد؟

چشم آذر: بله کاملا می‌توان این را از نوع موسیقی فهمید.




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا