شما اینجا هستید:خانه » اندیشه » فروغی (یک چهره)

فروغی (یک چهره)

» مهرداد بهروزی-

محمدعلی فروغی، زاده‌ی تهران بود، سال۱۲۵۴٫ در ۱۳ساله‌گی به دارالفنون رفت تا در رشته‌ی پزشکی تحصیل نماید اما آن را ناتمام گذارد و از ۱۷ساله‌گی، تا به۳سال پسین را در رشته‌های فلسفه و ادبیات تحصیل کرد. از ۱۲۷۵به این سو به تدریس ادبیات و تاریخ وسیاست اشتغال داشت.

با وقوع نهضت مشروطیت (۱۲۸۵) زیستار فروغی از۳۱ساله‌گی به پس شکل دیگری به خودگرفت. فرایندی که ابتدای آن عضویت در مجلس شورا بود و زان پس، وزارت دادگستری، وزارت اقتصاد، وزارت خارجه، وزارت جنگ، و نخست‌وزیری. وی در ۶۷ساله گی (۱۳۲۱) دیده از دنیا فروبست.

فروغی، در تاریخ ما ایرانی‌ها نمادکامل فرزانه‌سالاری‌ست. همان نظریه‌ای که په لاتون (افلاطون)، فیلسوف یونانی ارائه داده. فرزانه‌سالاری یعنی این که,؛ نخبه‌گان اندیشه بایستی گام به سیاست گذارند. این که نظریه‌ی په لاتون چه تبعاتی در نزد غربی‌هاداشته بماند، اما ماحصل‌اش در وادی ما، بیش‌تر (و یا، اصلاً) با ناخوشی توامان بوده تا به زایائی!

فروغی، درعرصه‌ی خرد، سیمائی فرا داشت. سطح آگاهی اش، منحصر به فردبود. زایش پاره‌ای از رشته‌های دانشی (به شیوه مدرن) در ایران، مدیون اهتمام اوست. از یک سو، نخست کسی بودکه تالیفات (و  برگردانها) ئی پیرامون فلسفه و فلسفه سیاسی و اقتصادسیاسی و تاریخ نگاشت. و از دیگرسو، تدریس به شیوه ی دانشگاهی (آکادمیک) در زمینه‌‌ی فلسفه و سیاست و حقوق وادبیات را در ایران پی‌گذارد.

فروغی در عرصه‌ی سیاست ورزی اما به گونه‌ای دیگرست. وی که از نیای بزرگ زاده‌گان بود، ارادتی خاضعانه به نحله‌ی سلطنت داشت و کارنامه‌ای۳۱ساله در هیاهوی سیاست از خود به یادگار گذارد. چه در عصر مظفری و چه در زمانه‌ی پهلوی‌ها.

فروغی اهل سیاسی کاری نبود. او استاد فلسفه‌ی سیاسی بود و آن را تدریس می‌کرد و در مورداش می‌نوشت. سیاست اما با فلسفه‌ی سیاسی تفاوت دارد. سیاست نه نوشتنی‌ست و نه یاد دادنی. تجربه‌ای‌ست از آمیزه‌گی‌ی غریزه‌‌ی محض و لفظ صرف. یعنی فاقد ثبات.

از این روست که یک سوی سیاست، قوام را جلوه می‌دهد که نخبه‌ای بود استثنائی، و سوی دیگراش فردیتی شبیه به هویدا راتداعی می‌کند که هالوئی بود استثنائی. فروغی، نه این بود و نه آن. ایراد مسئله این است که، گزینه‌ی سومی‌ام در کار نیست!

نکته این نیست که اگر در آن برهه، رضاخان نمی‌بود حضور سیاسی‌ی فروغی شکل دیگری به خود می‌گرفت. اتفاقاً نکته آن است که اهمیت حضورسیاسی‌ فروغی هنگامی می‌تواند چونان صحت به نظرآید که سیمائی به سانِ رضاخان در صدر به دیده آید.

 

بی‌تردید فروغی، به دلیل تسلط‌اش به گستره‌ی تاریخ، از احوال سیاست این ملک در دیروز خود آگاه بوده. بزرگمهر، قائم مقام فراهانی، امیر، یعنی بزرگان پارسی‌ای که هستی‌شان را دادند تا هستیِ این ملک بماند، هریک رضاخانی راداشته‌اند در معیت خود.




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا