شما اینجا هستید:خانه » اجتماع » جامعه » جامعه‌شناسی سرپایی! (شماره ۵- سندرم داوری دوگانه!)

جامعه‌شناسی سرپایی! (شماره ۵- سندرم داوری دوگانه!)

» امین حق ره-

ای‌بار کوه سَر شِه
ای‌بار مو سَر!

گیلک‌ها عمومن این مثل را در مواجهه با افرادی ‌به کار می‌برند‌ که داوری‌هاشان متر و معیار ثابتی ندارد و موضع و نظرشان معطوف به موضوعی ثابت، به فراخور احوالاتِ جو و وضعیت مزاجی‌شان متغیر و متناقض است!
واقعیت این است که طیف گسترده‌ای از جامعه‌ی ایرانی هم مخاطب همین مثل‌اند. درگیر مرضی قدیمی که من اسمش را می‌گذارم؛ سندرم داوری دوگانه.

●شاهد عینی ۱:
حتمن یادتان می‌آید وقتی چندسال پیش، کسی از تریبون نماز جمعه اعلام کرد که بدحجابی منشای زلزله‌‌ است در کشور است چه اتفاقی افتاد. رسانه‌های وابسته به طیفی سیاسی چنان جریان انتقادیِ عظیم و فراگیری راه انداختند که امواجش تا آن‌طرف دنیا رفت و اسباب خلق جنبش‌ها و لرزش‌هایی هم شد!
همان زمان اما کمی دورتر، عالم و خطیبی دیگر، از سمت موافق، در نقد رقیب و دولت مطبوعش، دروغگویی را عامل خشکسالی‌ تعرفه کرد. و البته که همین نظریه، تیتر یک شد و گواهی بر بی‌کفایتی رییس دولت، از سوی همان رسانه‌هایی که تئوری رابطه‌ی بی‌عفتی با زلزله را به تمسخر کشیدند!

●شاهد عینی۲:
فساد و رانت‌خواری، همه‌جای جهان تعریف مشخصی دارد. اما این‌جا طبق الگوی داوری دوگانه، عمومن، این جایگاهِ فرد و خاستگاه گروه است که محک و معیار است.
مصداقش؟
خب! در ماجرای حقوق‌‌های نجومی، وزرا و مدیران ارشد دولتی، از سوی طیف‌های سیاسی و هم توده‌ی مردم، به دلیل دریافتی‌های چند ده میلیونی از درآمد عمومی، به فساد و تبانی و ویژه‌خواری محکوم شدند. تا این‌جای کار حرفی نیست. اما همین مردم و البته طیف‌های سیاسی چیزی از حقوق‌ها و دریافتی‌های کهکشانی مجریان برنامه‌های تفریحی و ورزشی و بازیگران برنامه‌ها و فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی و ستاره‌های فوتبال وطنی نمی‌گویند! و یادشان رفته اساسن بخش خصوصی‌ای در کار نیست و پرداختی‌های به این سلبرتی‌ها هم در نهایت از همان بیت‌المال اتفاق می‌افتد. یعنی از جیب مبارک خودشان.

◆پس چه می‌شود که این‌طور می‌شود؟!

وقتی از یک مرض شایع اجتماعی حرف می‌زنیم از همین حرف می‌زنیم. جامعه‌ی ایرانی به بیماریِ صعب و مزمنِ داوری دوگانه دچار است. مرضی که از دو ویروس ‌سخت‌جانِ “کوتاه‌اندیشی” و “منفعت‌طلبی” پدید می‌آید و از نسلی به نسل بعد در تن جامعه ریشه می‌دواند و‌ بیش و پیش از هرچیز، قوای تمیز و تشخیص جمعی را در خود هضم می‌کند.

همین است که برای این جامعه‌ی بی‌تکلیف، خرافات یک‌جا اسباب مضحکه می‌شود و جایی دیگر ادله‌ی نفی و اثبات. جایی بی‌خیال بده بستان‌های کهکشانی، جمعیتِ سلبریتی‌ها و ستاره‌های حلبیِ میلیاردی را حلوا حلوا می‌کند و برایشان هورا می‌کشد، اما برای مدیرانِ میلیونی‌بگیر که حیات و ممات مملکت توی مشت‌شان است هُو می‌کشد و فریاد آی دزد آی دزد سر می‌دهد و حکم سیٓار تیر می‌خواهد…




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا