شما اینجا هستید:خانه » اجتماع » جامعه » جامعه شناسی سرپایی (شماره ۴)

جامعه شناسی سرپایی (شماره ۴)

شماره۴: پرشین پروژکشن!

[ امین حق ره ]

عکس خود را دید در مِی زاهد کوتاه بین
تهمتِ آلوده دامانی به جام باده بست!
[ صائب ]

این اصطلاح را اول بار فروید به کار گرفت‌؛ جانور پروژکشن! شخصیت فرافکن. دقیقن مصداق “زاهد کوتاه‌بین” در تک بیت حضرت صائب!
آدمِ (پروژکشن) فرافکن، اساسن به هیچ‌کس پاسخگو نیست. حتی به خودش‌. وقتی خبط و خطایی می‌کند به جای تحلیل چرایی رخداد یا ارتکابش، در بعیدترین و دورترین جای ممکن نسبت به خودش، دنبال عامل و منبع حادثه می‌گردد. وقتی خرابکاری می‌کند و ملت را توی رنج و سختی و‌ نگرانی و گرفتاری می‌اندازد به جای عذرخواهی یا تلاش برای جبران، آن‌چنان جَو بی‌ربطی می‌سازد و بحران غیرمنتظره‌ای خلق می‌کند که طرف مدعی با هفت پشتش از پرسیدن و مطالبه‌گری پشیمان شود.

نمونه از این اختلالِ شخصیتی همه جای دنیا و در همه‌ی سطوح هست. بالا و پایین هم ندارد. یکی‌اش مثلن همین ترامپ! بوی خرابکاری‌اش با ستاره‌ی پورن که بالا می‌زند و رابطه‌اش با روسیه که افشا می‌شود، جای سرافکندگی و شرمگینی، با موشک‌هایش یک‌دفعه سر از سوریه در می‌آورد و‌ جهان را شلوغ می‌اندازد!
از وطنی‌اش می‌خواهید؟ تا دلتان بخواهد هست. شنیده‌اید که:
گنه کرد در بلخ آهنگری
به شوشتر زدند گردن مسگری؟

معلوم می‌کند از زمان‌های دور خُلق ما را با گِل فرافکنی سرشته‌اند. ما ایرانی‌ها مجمع پریشانِ این مرضیم و پروژکسیون، خُلقِ غالبِ جمعی ماست. زن از مرد درباره‌ی نخود سیاه رنگی می‌پرسد که اتفاقی از جیب شلوارش، پیدا کرده و مرد، همین طور که آب دماغش به راه است، یک‌سره و‌ رگباری، از لزوم رعایت حقوق شهروندی و صیانت از حریم خصوصی منبر می‌رود! یا که مرد دلیل دلیل تپه‌های عظیم گذاشته‌‌ شده توی سوپری حسن‌آقا را مطالبه می‌کند و زن بی‌انقطاع از سرافکندگی‌ای می‌گوید که توی ختنه‌سوران پسرِ دختردایی شهین به دلیل تکراری بودن لباسش نصیب‌ش شده!
بر این مبنا الگویی هم به شکل وراثتی، در ذهن مدیران خودیِ بومی نهادینه می‌شود! از خصایص اصلی یک مدیر ناکارآمدِ پروژکشن (چه در حوزه‌ی فردی و چه در عرصه‌ی اجتماع) شیفتِ مفاجاتِ موضعِ بحران، به شکل کاتوره‌ای از مرکز بحران به هرجا که پیش آمد است.
مثلن وقتی خیلی‌ها از چگونگی دزدی‌های حیرت‌انگیزِ نجومی و‌ فساد سیستماتیک و همه‌جانبه‌ی رسمی جلوی چشم مدیر می‌پرسند، او از موضع یک طلبکار، از مساله‌ی تیراندازی در مدارس امریکا، رژه‌ی هم‌جنس‌بازان در انگلیس، آلودگی خلیج مکزیک، آب‌شدن یخ‌های قطبی، بی‌معرفتی دورُف در ماجرای تلگرام و حرکات محرک و موزون نونهالان مهد کودک غنچه‌های بنفش در جشن عددآموزیِ میان‌دوره شکوه می‌کند. تازه مدعی‌ست خبرهای تائید شده‌ای هم دارد که در همه‌ی این‌ها به نوعی دست آنها که صدای‌ اعتراض‌شان بلند ا‌ست توی کار است!

واقعیت این است که اجتماع فرافکن همیشه کلاهش پس معرکه‌است. سر تا پایش را طلا بگیرند گرسنه و بدهکار است. هیچ کاری را شروع نمی‌کند مگر آن‌که آخرش یک فاجعه تحویل نظامِ طبیعت بدهد. چون از واقعیت گریزان است، شب و روز هذیان می‌گوید و در اوهام، آن‌قدر رشد می‌کند که به یک دروغ بزرگ بدل می‌شود. توده‌ای متحرک، متورم و توخالی که به تلنگری می‌ترکد. جوری هضم در طبیعت می‌شود که انگار اصلن نبوده است…




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا