شما اینجا هستید:خانه » اندیشه » فردید؛ یک چهره!

فردید؛ یک چهره!

سیداحمد مهینی یزدی (که درآستانه ی۳۰ساله‌گی عنوان “فردید” را به خودگرفت) زاده‌ی یزد بود، ۱۲۸۹٫ درسال ۱۳۱۴ به  اخذ لیسانس فلسفه از دانشسرای تهران  نائل آمد.

در فاصله‌ی ۱۳۲۶ تا به ۱۳۳۴ در دانشگاه‌های پاریس و هایدلبرگ (آلمان) در رشته‌ی فلسفه، تحصیل می‌کرد. در بازگشت به ایران، و تا به سال ۱۳۵۷، در دانشگاه تهران تدریس می‌کرد. وی، مرداد۱۳۷۳، دیده از دنیا فروبست.

کالبد دیدگاه فردید،که خودآن را حکمت انسی می‌خواند گرته برداری از نظرات “هایدگر” و “ابن عربی” بود. اولی فیلسوفی آلمانی بودکه از فلسفه، مفهومی به سان عرفان ارائه داد و دومی، صوفی‌ای بود که ازعرفان مفهومی شبیه به فلسفه را نمایاند.

در این راستا، فردید، با نفی خِرد حصولی (متافیزیک) از خِرد حضوری (شهود) دفاع  می‌کرد. نحله‌ای که به سازه‌های۳گانه‌ی: احساس، کشف، تاویل، اعتقاد داشته و مولفه‌های سه‌گانه‌ی؛ ادراک، تجربه، تحلیل را انکار می‌کند.

 

فردید، نه به وضوح سخن می‌گفت و نه به نظم. گُنگ می‌گفت و پراکنده. لحنی داشت آکنده از هرج و مرج لفظ، و فریفته‌ی بازی با واژه‌گان. با ابداع انواع اصطلاحات مجهول (به فرض؛ حوالت تاریخی، زندآگاهی، دیدارِ فرهی، فرادهش) مفهوم مستتردر موضوع را به فرع الفروع می راند.

 

فصولی از زیستار فردید، در هیاهوی سیاست به وقوع پیوست. چه در برهه‌ی پهلوی دوم، و چه در سال‌های نخست جمهوری اسلامی. تبعات این حضور، بسیارغریب می‌نماید.

عمده‌ترین جلوه‌ی برهه‌ی اول، مشارکت در مناظره ای تلویزیونی بوده، و مورد دومی، توصیه به زُعمای انقلاب اسلامی ۱۳۵۷،که تهیه‌ی پیش‌نویس قانون اساسی را به وی بسپارند.

۴ماه پس از تثبیت جمهوری اسلامی، با سخنرانی در دانشگاه تهران، گفت: «حقوق بشرعبارت است ازسانسور نفسِ اَماره بر نفس مطمئنه…»که به تاویلِ داریوش شایگان یعنی این‌که می‌توان همه‌ی روشنفکران مخالف راکشت(!؟).

 

غیبتِ کتاب‌نگاری در کارنامه‌ی فردید عارضه‌ای ست که بیش از هر نکته‌ای به دیده می‌آید. فردید، البته تحریرهائی در نشریات داشته. از مهر۱۳۱۴ (در روزنامه‌ی شفق سرخ) تا به اسفند۱۳۵۶ (در روزنامه‌ی اطلاعات)، اما کتاب، نه. ادراکِ این عدم، مشکل نیست.

 

فردید، سخنران بود و نه مولف. صرف نظر از برگزاریِ محفل فردیدیه، که به شکلی خصوصی و توسط فردید در منازل صورت می‌گرفت، اوگرایشی افراطی به گوینده‌گی داشت. مکتوب‌نگاری، اما باعث ارائه‌ی نظرات دیگران خواهدگشت.کاری که فردید را خوش نمی‌آمد. وی، مستمع می‌خواست و نه مدعی.

 

پاره‌ای از روشنفکران ایرانی، چه به تلویح (به فرض، داریوش آشوری) و چه به تاکید (به فرض، رضا اردکانی) فردید را نخست فیلسوف مدرن ایرانی دانسته‌اند. این ادعا، حتا بافرض صحت‌اش، اما، با اگر وآن گاه، توامان می‌نماید چراکه ماحصل کارفردید در نزدِ ما ایرانی‌ها، بیش‌تر به فاصله‌زائی نزدیک بوده تا به رابطه‌زائی.

.

پی نوشت: مخالف‌خوانی‌های فردید با کتاب‌نگاری پیوسته شبهه‌زا بوده: پس از برگزاریِ کنگره‌ی خاورشناسی (آمریکا/ مرداد۱۳۴۶) سخنرانیِ فردید باعنوانِ هیبت و سبحان درتصوّف اسلامی، در کتاب – ویژه‌نامه‌ای که همان سال (و با سخنرانی‌های مینوی، نصر، خویی، افشار) انتشاریافته، نیامده، چراکه فردید، مجوز این کار را نداد.




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا