شما اینجا هستید:خانه » اجتماع » جامعه » جامعه شناسی سرِپایی! (شماره ۱)

جامعه شناسی سرِپایی! (شماره ۱)

» امین حق ره-

شماره اول: عُقده!

هیچ کس عقده‌ای از کار جهان باز نکرد
هرکه آمد گِرهی چند بر این کار افزود
[صائب]

از دو حال خارج نیست. یا با افرادی که به این صفت شهره‌اند رو در رو شده‌اید، یا اگر نه، خودتان را جزو همین دسته آدم‌ها می‌دانید! در هر صورت به قول شاعر، عقده دارد روی عقده‌های جهان می‌آید و این اتفاق ناخوشایندی‌ست. تحمل یک آدم عقده‌ای، که برق کینه و نفرت از چشم‌هایش می‌جهد هم هیچ کار راحتی نیست.

●سوال!
آدم‌ها چگونه عقده‌ای می‌شوند؟عقده‌ای‌ها چگونه جهان را به آتش می‌کشند؟

خیلی ساده! یک نمونه‌اش این:
فرض کنید تک‌فرزند سه چهار ساله‌تان را به مهمانی‌ می‌برید. میزبان هم فرزندی دارد که با دُردانه‌ی شما همسال است! برای کودکانِ تنها در خانه، آن شب رویایی‌ترین است. هم‌بازی‌شان را پیدا کرده‌اند، پس حسابی شر به پا می‌کنند و خوش می‌گذرانند. زمان اما نامرد است. وقتهای خوشی مثل برق می‌گذرند. حالا باید به خانه برگشت. اما مگر می‌شود آقازاده را راضی به ترک خانه‌ی دوست کرد؟ موعد وداع، سیل اشک است و شیون و فریادی که خواب همسایه‌ها را پریشان می‌کند. حالا چاره چیست؟ هیچ! فقط و ‌تنها فقط زور…
آخرین قابی که در خاطر کودک میزبان نقش می‌بندد، تصویر بچه‌ی گریان و خشمناکی‌ست که دو دستی لنگه‌ی در را چسبیده و دو غول کریه‌المنظری که هر کدام یک لنگش را گرفته‌اند و به سمت ناکجای سیاهی می‌کشند و یک آدم سرخورده‌ی عقده‌ای دیگر را به مجمع عقده‌ای‌های عالم اضافه می‌کنند!

●خب. آیا می‌شود این‌طور نشود؟
بله. خیلی ساده است. فقط کمی صبوری می‌خواهد و البته پذیرش مسئولیت. امتحانش کنید و رستگار شوید…

اول این‌که بچه‌ها را دست کم نگیرید. از یک سالگی حواس‌شان به همه‌چیز خودشان و جهان‌شان هست. شما که می‌دانید حسن آقا هم بچه دارد. وقت رفتن به میهمانی ساعت را به آقازاده نشان بدهید (اشکالی ندارد که خواندن نوشتن بلد نیست. چشم و ذهن‌ش مثل ساعت کار می‌کند) همین‌طور که به او مژده‌ی دیدار یار می‌دهید بگوئید حیف که وقتی عقربه‌‌ها به اینجا برسند باید برگردید. و خیالتان تخت باشد. او دیگر ماجرا را گرفته و تکلیفش روشن است. البته که موعد بازگشت از میهمانی، همان تعزیه‌ی پر سوز و گداز را نمایش خواهد داد و مجتمع‌ را روی سر ساکنینش خراب می‌کند. اما این هیج مهم نیست. چون از قبل داخل آدم حسابش آورده‌اید، کفری نمی‌شود که چرا عیش‌شان را عزا کرده‌اید. این ضجه‌ها را هم به حساب خالی نبودن عریضه بگذارید و بگذرید. مهم این است؛
به خانه که برگردید شما همچنان مهربانترین‌اید. و او یک آدم عقده‌ای نیست…




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا