شما اینجا هستید:خانه » تاریخ » احمد کسروی (یک چهره)-

احمد کسروی (یک چهره)-

» مهرداد بهروزی-

سید احمد حکم‌آبادی (که زان پس عنوان کسروی را به خودگرفت) زاده‌ی هکماوا، بود، مهر۱۲۶۹٫ با شروع نهضت مشروطیت ایران، که در۱۶ساله‌گی‌اش رخ داد به مثابه‌ عضوی از آذری‌های هکماوا به آن پیوست.

از۱۲۹۰تا به ۳۴سالِ پسین، زیستاراش با۴ عرصه شکل گرفت: سیاست، روزنامه نگاری، اشتغال در دادگستری، تاریخ‌نگاری. مرگِ وی در۵۵ساله‌گی‌اش به وقوع پیوست.

*

کسروی، آخوندزاده‌ای بود که به سلک آخوندی درآمد اما تابه انتها ادامه‌اش نداد. هرچند واپسین فصل حیات‌اش با آخوندزاده ها گره خورد: تروراَش توسط فدائیان اسلام، اسفند۱۳۲۴٫

*

پس‌زمینه‌ی مشارکت کسروی در قضایای مشروطیت، او را به سوی سیاست راند، که جلوه‌اش عضویت درمحفلِ دموکرات‌ها بود. بعد، حرفه‌ی روزنامه‌نگاری را در نشریاتِ “آینده” و “پیمان” پی گرفت. زان پس حضور در دعاوی حقوقی و تدریس حقوق در دانشگاه تهران را تجربه کرد. در انتها با تالیف ۳ اثرِ عمده‌ی تاریخی (که یکی از آن‌ها –تاریخ مشروطه‌ی ایران- بسیار منحصر به فرد می‌نماید تسلط‌اش در تاریخ‌نگاری را نمایاند.

*

کسروی اما در پی آن بود تا گرایش فطری‌اش درسیاست و روزنامه‌نگاری را به دیگر گستره‌ها تَسری دهد. گام گذاردن‌اش در این راستا، صرفاً ارائه‌ی نظرنبوده بلکه، گاه صبغه‌ی فتوا به خود می‌گرفت. ورطه‌ی ملتهبی که کسروی در آن فرورفت.

*

دیدگاه‌هایش پیرامون: مذهب، فلسفه، ماتریالیزم، تحول‌زائی در گویه‌ها، واپس‌مانده‌گی فکر در ایران، سنت شاعری در ایران (خاصّه بحث‌اش در مورد لسان‌الغیب) به تمامی سنجه‌ی مخالف‌خوانی داشته و سطحیت – محدودیت‌های آگاهی‌اش را به منصه‌ی ظهوررساند.

*

آن که ضیافتِ کتاب سوزی به پامی‌کند منتسب به چه نحله‌ای‌‌ست؟ درکلیت تاریخ، پروژه‌ی کتاب‌سوزی۳دفعه عینیت یافته: درایتالیای سده‌ی وسطا توسط “ساوونارولا”(کاهن فلورانسی)، درآلمان (توسط نازی ها) ودرایران توسط کسروی. کسی که از پاک‌دینان سخن می‌گفت!




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا