شما اینجا هستید:خانه » فرهنگ و هنر » سینما » نمک برای زخمهایی بازبسته!

نمک برای زخمهایی بازبسته!

نگاهی به کارنامه‌ی یورگوس لانتیموس

»امیر موسوی –

“یورگوس لانتیموس” فیلمامه‌نویس و کارگردان صاحب سبک اهل یونان است که در سال ۱۹۷۳ در شهر آتن متولد شد و فیلمسازی را از ۲۰۰۱ شروع کرد. تحلیل‌گران وی را بهترین فیلمساز حال حاضر یونان می‌دانند. فیلم‌های او پُر است از آشنایی زداییِ شوکه کننده در تعامل‌هایی مضحک، پوچ و یاس آلود ( ابزورد) که به شدت  روانشناسانه و سرد و عبوسند. شاید در نگاه اول فرسنگ‌ها با جامعه‌ی اطراف ما فرق داشته باشند اما در واقع نگاهی استعاری هستند به همین جامعه و همین انسان.

لانتیموس در سال ۲۰۰۹ با فیلم ” دندان نیش” ( dogtooth  )  توجه مخاطبان جدی را به خود جلب کرد و در فستیوال کن تحسین شد. این تحسین‌ها به قدری چشمگیر بود که باعث شد این فیلم یکی از پنج نامزد بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان باشد. “آلپ”( alps )۲۰۱۱، فیلم بعدیِ وی بود که موفقیت پیشین را تکرار نکرد اما بعد از چند سال تامل در کن ۲۰۱۵ ” خرچنگ”( lobster  ) اولین فیلم انگلیسی زبانِ لانتیموس اکران شد که دوباره او را در مرکز توجه قرار داد و برنده‌ی جایزه‌ی ویژه‌ی هیئت داوران کن شد. در این فیلم که بازیگران مطرحی همچون  کالین فارل و ریچل وایس هم در آن نقش‌های اصلی را ایفا کردند مایه‌های پر رنگ‌تری از ابزوردیسم و سور رئالیسم  با جاذبه‌های بصری بیشتر دیده می‌شد. این فیلم هم یک سال بعد جزو پنج نامزد بهترین فیلمنامه اورجینال شد و نشان داد لانتیموس با سبک و سیاق پرسشگر و تفکر برانگیزش از طرف جریان اصلی سینما پذیرفته شده است. اگرچه به خاطر ریتم نه چندان تند و فرم خاص پسندش برای بسیاری از مخاطبان دیرهضم و غیرقابل تحمل است. جدیدترین فیلم این کارگردان منحصر به فردِ یونانی به نام  “کشتن گوزن مقدس” محصول ۲۰۱۷ است و علاوه بر این‌که دومین همکاری کالین فارل با وی است، از ستاره‌ای همچون نیکول کیدمن به عنوان نقش اصلی بهره می‌برد.

لانتیموس  یکی از  فیلمسازانی است که من سینمایشان  را ” سینمای آزار ” می‌نامم. سینمایی که گویا فرزند خلف سالو ی ” پازولینی” است. ( میشاییل هانکه ، لارس فن تریر و گاسپارنوئه هم در همین دسته قرار می‌گیرند ) فرزندانی که به نظرم  پا را فراتر از پدرشان گذاشته‌اند و خیلی ظریف‌تر و هنرمندانه‌تر با مخاطب ارتباط برقرار کرده‌اند. به شخصه این لحن را بیشتر از لحن افراطی و زننده‌ی پازولینی می‌پذیرم. اما اشتباه نکنید، این سینما همچنان به نوبه‌ی خود سهم بزرگی از ” آزار” دارد. خودآزاری و دگرآزاری بخشی انکار ناپذیر از لانتیموس است. در فیلم ” دندان نیش” ما با خانواده‌ای مواجه هستیم که بطور کامل طبق روال پیش می‌رود و ظاهرا همه چیز طبق قانونی دقیق و منظم است. اما چه قانونی؟ قانونی نانوشته که توسط پدر وضع شده و بر اساس آن اعضای خانه نمی‌توانند تا موعدی مقرر ( و البته واهی) فضای خانه را ترک کنند. و بد تر از آن، تمام مفاهیم و اجسام جهان پیرامون  و واقعیت‌ها همان گونه‌ای تعریف می‌شوند که پدر می‌خواهد. در دنیایی که این فیلمساز مولف خلق می‌کند نه رقصیدن و آواز خواندن و معاشقه شکلی طبیعی دارد، نه شیطنت، خشمگین شدن و منازعه. در این دنیای مالیخولیایی  همه چیز در فضایی ایزوله، دفرمه شده است و مریض.

رهایی از حصار‌ها و عرف‌هایی از پیش تعیین شده بارها به شکل‌های گوناگون چه در سینمای هالیوود و چه در اروپا بیان شده. اما نکته‌ی سهمگین ماجرا اینجاست که برای شخصیت‌های فیلم‌های لانتیموس خودِ خانه یک حصار است و گاهی مثل ” خرچنگ ” حصار همان چیزی است که شخصیت به اختیار دچارش شده تا پس از آن به مرحله‌ی دیگری از زندگی برسد.

لانتیموس با تاکید آگاهانه روی مقوله‌ی آزار به مخاطبش گوشزد می‌کند جامعه‌ی به ظاهر مدرن و متمدنانه شاید همان چارچوبی است که بشر با دست خودش برای خود فراهم کرده و خودش را دچار بایدها و نبایدهایی می‌کند که ممکن است معنایی جز حصار نداشته باشد. در دنیای غریب، خشک و مقرراتیِ حاکم بر فیلم‌های وی تمام مقوله ها با نگاهی بدبینانه مورد واکاوی قرار می‌گیرد و شکلی فراواقع ( سوررئال) و البته در لایه‌هایی طنزی گزنده دارد: مثلا مقوله‌های عشق، تجرد و تاهل در فیلم “خرچنگ” و همانطور که گفته شد، خانه و خانواده در ” دندان نیش” ، که تا کنون دو نمونه از شاخص‌ترین و موفق‌ترین ساخته‌های وی بودند.

” کشتن گوزن مقدس” ، فیلمی که برنده‌ی جایزه مشترک بهترین فیلمنامه در کن ۲۰۱۷ شد، باز همان جنبه‌ی میل به آزار را دارد با شروعی که در نمایی بسته و پلانی نه چندان کوتاه صحنه‌ای واقعی از یک جراحی قلب نشان می‌دهد. این صحنه شاید چکیده‌ی همان کاری ست که سینمای لانتیموس قرار است با ناخوداگاه مخاطب انجام دهد. عملی خونین و سخت اما به قصد مداوا. این مَطلَع منزجر کننده‌ی نامتعارف و گنجاندن ماجرایی اسطوره‌ای در بینامتن این فیلم همچنان برایم یادآور تفکر پازولینی‌ست اما لانتیموس نشان داد این بار تاکید بسیاری دارد فرم ساختاری خود را به سینمای استنلی کوبریک نزدیک کند ( مثلا استفاده از پرسپکتیو مرکزیِ یک نقطه‌ای در برخی نماها که بسیار مورد علاقه‌ی کوبریک بود و همچنین انتخاب نیکول کیدمن که مدام مرا یاد چشمان بازبسته می‌اندازد).

باید تا اکران فیلم بعدی لانتیموس منتظر بمانیم تا مشخص شود او در تکامل این مسیر تا چه حد در جریان اصلی سینما موفق می‌شود. فیلم آینده‌ی او یک اثر اقتباسی با بازی اِما استون است که امسال اکران می‌شود.




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا