شما اینجا هستید:خانه » محیط زیست » عملیات سهل و ممتنع!

عملیات سهل و ممتنع!

[ نقدی بر جذب ۳۰۰ هزار تُن رسوبات در رودخانه ها با احداث تله های رسوبگیر در ورودی تالاب انزلی ]

» اسماعیل آلادینی (کارشناس هیدرولوژی)-

تله رسوبگیر، با راندمان کم، در مسیر یکی از رودخانه های استان گیلان

نماینده انزلی در مجلس شورای اسلامی با اشاره به ورود ۶۰۰هزار تن رسوب به تالاب و جذب ۳۰۰ هزار تنی آن به وسیله تله های رسوبگیر خواستار افزاش این تله ها شد. (خبرگزاری مهر ۹ اسفند ۱۳۹۶)

 

اطلاعات تکمیلی:

۱- میزان رسوبات ورودی به تالاب نه ۶۰۰هزارتن، که یک میلیون تن در سال است.

۲- ۶۰۰ هزارتن، میزان رسوباتی است که آب منطقه ای گیلان در حد فاصل پیربازار تا بهمبر، بر رودخانه های آن ایستگاههای کنترل دارد. این ایستگاهها حدود ۷۰درصد رسوبات ورودی به تالاب را مشاهده می کنند.

۳- از یک میلیون تن رسوبات ورودی به تالاب، حدود یک سوم در تالاب ته نشین می شوند و دو سوم مابقی ازطریق خروجی های تالاب وارد کانال کشتیرانی انزلی می شود.

۴- از آنجا که به مدت زمان جذب این حجم از رسوبات اشاره ای نشده، شاید منظور ایشان، تله اندازی رسوبات طی عمر مفید این تله ها که ۲ تا ۵ سال است باشد.

 

آیا جذب ۳۰۰ هزارتن رسوب در تله های رسوبگیر ایده ای براساس واقعیت است؟ برای شناخت بهتر از عملکرد تله های رسوبگیر، ضروری است که به جزئیات ورود شود. بیش از ۸۰درصد مجموع رسوبات سالانه رودخانه های استان، طی فقط یک تا سه سیلاب، و در مدت حدود ۲۰ روز سال، تخلیه می شوند که در این زمان کم، به دلیل سرعت بالای جریان و بار رسوبی زیاد، فرصت رسوبگذاری با دبی بالا در مخزن تله ها ایجاد نمی گردد. از سوئی دیگر، با محدودیت آبگذری رودخانه ها هم، سدهای رسوبگیر را با ظرفیت محدود می باید طراحی نمود که به طبع راندمان کمتری دارد.

 

اگر بنا باشدکه چنین سازه ای با تنگناهای بر شمرده، بر رودخانه مثلا”پسیخان که پرآبترین در استان بوده و حدود یک سوم رسوبات حوزه آبریز تالاب در زیرحوزه آن تولید می شود برپا گردد، حداکثر ارتفاعی که برای آن می توان طراحی نمود ۳ متر است. چراکه می باید ضریب اطمینانی برای آبگذری سیلابها پیش بینی کرد تا روستاها و مزارع حاشیه دچار سیل گرفتگی نشوند. اگر درسایت این رسوبگیر، شیب کف رودخانه را یک درصد و عرض آن را ۱۰۰متر درنظر بگیریم، حداکثر حجم مفید مخزن آن با متوسط ارتفاع یک ونیم متر،  ۴۵ هزار مترمکعب خواهدبود.

 

چنین سدی در برابر سیلهای بزرگ چه واکنشی خواهد داشت؟ در ۵ دقیقه اول سیل بزرگ هر سال، حجم مفید این سد را آب فرا گرفته و تبدیل به حجم مرده گردیده و رواناب رودخانه باسر ریز شدن از تاج سد، به مسیرخود ادامه می دهد. حال اگر در همان سال اول این سد از رسوبات پر شود، ازمجموع رسوبات سالانه این رودخانه که حدود ۳۰۰هزارتن است، ۴۵هزار مترمکعب و یا ۱۵درصد رسوبات این رودخانه، تله اندازی می شود. البته به دلیل معلق بودن بیش از ۸۰درصد رسوبات، و نوع مصالح به کار رفته در بدنه آن، پرشدن مخزن اینگونه تله ها بیش از دو سال طول خواهد کشید(۱).

 

به همین ترتیب اگر سدهای رسوبگیر به طور همزمان، در مسیر همه رودخانه های منتهی به تالاب احداث گردد، این سدها در نهایت مانع از عبور ۱۵درصد از یک میلیون تن رسوبات سالانه حوزه آبریز تالاب، یعنی ۱۵۰هزارتن خواهندبود. هر چند باید پذیرفت که با عنایت به عمرمفید بیشتر از دوسال، و خلل و فرج در بدنه این سدها، حدود نیمی از ۱۵۰هزارتن بیشتر تله اندازی نخواهدشد. به هر روی با این استدلال ساده چگونه ۳۰۰ هزارتن رسوب جذب «دو تله رسوبگیر مسیرهای پسیخان و نرگستان (منظورشان ماسوله روخان است)» می شود؟

 

موارد فوق با همه نواقص، تازه نکات مثبت این طرح است. با وقوع سیلاب های با دوره برگشت بیشتر از ۱۰سال، اگر این سازه ها تخریب نشوند، راه عبور خود را از مزارع و روستاهای حاشیه رودخانه می گشایند. آیا خسارات سنگین آن دیده شده است؟ با مسدود کردن گذرگاههای آبی با این تله ها، برای برقراری مهاجرت های رودخانه ای چه خواهندکرد؟ به هزینه های لایروبی و انتقال رسوبات فکر شده است؟ و یا این که به سدهای یکبار مصرف تبدیل شده، به حال خود رها خواهند شد و تاوان تبعات آن را حاشیه نشینان باید بپردازند؟

 

از سوئی دیگر، باتوجه به این که همه رسوبات رودخانه ها در تالاب ته نشین نمی شوند و حدود دو سوم آن از طریق خروجی ها وارد کانال کشتیرانی انزلی می شود، آیا چنین پروژه ای بابت پیشگیری از نشست حدود ۵ درصد رسوبات رودخانه ها در تالاب، ارزش این همه هزینه های زیست محیطی و مالی را دارد؟ البته با اجرای چنین طرحی، مسئولیت خسارات و بر هم زدن نظام طبیعی رودخانه ها بر عهده وزارت نیرو خواهد بود که مجوز این عملیات عبث را صادر می کند.

 

ولی در این میان یک سئوال اساسی همچنان بی پاسخ می ماند که اصولا” چه نیازی به جمع آوری رسوبات است؟ آیا خود، این توجیه را باور دارند که خشک شدن تالاب دلیل آن است ؟!!

.

 

پانوشت : (۱) رسوبات رودخانه ها به طورکلی به دو گروه دسته بندی می شوند. رسوبات دانه درشت که در بستر رودخانه ها به اشکال جهشی- پرشی و غلطانی حرکت می کنند، و رسوبات معلق که ریزدانه و معلق در جریان اند. نسبت این رسوبات در ابتدای دشت های استان گیلان حدود ۲۰ به ۸۰ (۲۰درصد رسوبات بستر و ۸۰ درصد رسوبات معلق)، و در خروجی دشتها حدود ۱۰ به ۹۰ است.

 




ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا