شما اینجا هستید:خانه » فرهنگ و هنر » سینما » سینمای سوّم/ سینمای چریکی-

سینمای سوّم/ سینمای چریکی-

نوشته ی: مهرداد بهروزی-

در فصول تاریخ سینما، فصلی به دیده می‌آیدکه از آن باعنوان سینمای سوم و چریکی یاد کرده‌اند. برهه‌ای که در سال‌های ۶۰ سده پیش، شروع، و تا پیش از واپسین سال‌های۷۰ همان سده، امتداد داشت.

در۴ساله‌گی ی انقلاب کوبا، اعضای یک گروه کوبائی که خود را (سینماگران چریک) می‌خواندند، در بیانیه‌ای اعلام کردند: نه فیلم‌های هالیوودی و نه فیلم‌های اروپائی، سینمای ایده‌آل ما، سینمای سوم است.

××××

به این ترتیب، قضایائی شکل گرفت که درآن، فراخوان‌نویسی و مصاحبه‌ها، بیش‌تر جلوه داشته تا تولید فیلم‌های مورد ادعا.

××××

در این راستا، ۴چهره، در صدر بوده‌اند: گالوبر روشا/ فرناندو سولانا/ اوکتاویو گتینو/ میگوئل لی تی ین.

××××

اولی، برزیلی بود. دومی وسومی،آرژانتینی، و، چهارمی، شیلیائی. از این۴، روشا، نه فقط مبدای حرکت به شمار می‌آمد بلکه، به صراحت، خود را (تئوریسین) سینمای سوم و چریکی می‌دانست.

××××

روشا درسال۱۹۶۵، یادداشتی نوشت باعنوان (زیبائی‌شناختی گرسنه‌گی). وی، می‌نویسد: وظیفه فیلم‌ساز، نه زیبائی‌شناختی (ابسورد)- بیهوده‌گی است و نه ناسیونالیزم رومانتیک. بلکه فقط و فقط، انقلابی بودن است.

××××

و، یا، دریادداشتی دیگر (زیبائی شناختی خشونت)/۱۹۶۶، نوشت: سینما باید دیالکتیکی باشد و حتا آدم‌خوار باشد تا ذائقه بیننده‌ای که بر اثردیدن فیلم‌های هالیوودی و عوام‌فریب اروپائی استعمارشده، از بیگانه‌گی به در آید.

××××

نوشته‌هائی از این سنخ، در آن سال های۶۰میلادی، به وفور خودنمائی می‌کرد. به فرض، تحریری از(سولانا/ گتینو)، توامان، باعنوان (به سوی سینمای سوم)/۱۹۶۷، و، یا، سینمائی ناکامل، نوشته ی(گارسیا. اسپینوسای)/۱۹۶۹، که، کوبائی بود.

××××

زمینه ی زایش سینمای سوم/ چریکی، نه موضوعیت هنری (و، یا، حتا سینمائی)که، بستر سیاسی بود. برهه ی۶۰ میلادی ی سده پیش،آکنده از التهاب بود و بی اعتمادی. سال‌های ترور/ حاکمیت های سیاسی ی پلیسی و خشونت‌زا (چه لاتینی/ چه شرقی)/ کودتاها/ مرگ (چه گوارا)/ انتشاررساله‌ی(چریک شهری) از (کارلوس. ماری گه لا) ی برزیلی/ نهضت دانشجوئی ی(ماه مه) در فرانسه.

××××

ماحصل سینمای مورد نظر، از منظر تولیدی وکارکرد، اما، بسیار نحیف و عاری از تاثیرگذاری بود.آثاری که از نظرکمیت، شمولیت حداقلی داشته و از حیث کیفیت، شمولیت سازه‌های ضعیف. سینمائی که مشتمل به۴مولفه ی عمده بود: انقلاب/ آرمان/ اسلحه/ خون. یعنی، موردهائی که سنخیتی با سینما ندارند.

××××

صرف نظر از تفاوت‌گذاری ی نادرست مدعیان سینمای سوم- چریکی، یعنی، نسبت آثار هالیوودی- اروپائی، با یکدیگر، نکته این است که، مدعای آن‌ها به صحت نیست.

××××

ماهیت رسانه ی سینما، فی نفسه، صنعت است و، صنعت، یعنی، تجارت. سینما، نه کانال – مدخل دیدگاه است و نه بستر پیام. این، الگوئی‌ست (درست و یا نادرست)که، هالیوود (و نه، اروپائی‌ها) از سال۱۹۱۳ به این سو، اثبات‌اش کرده‌اند.

××××

پروژه‌ی سینمای سوم – چریکی، نسخه‌ی بومی(ام) داشته و درایران (ام) رخ داد. البته نه در عرصه‌ی تولید بلکه در وادی ی مکتوب.

××××

استاد بزرگوار، ما، پرویز شفا (که گوئی، سال هاست درآمریکا می‌زییَد)،در فاصله‌ای۴ساله (۱۳۵۵ تا به۵۹)، چهار اثر پیرامون قضایای آن سینما (چه تالیف وچه برگردان) به طبع درآورده‌اند: فصلی درسینما/ استعمار و ضداستعمار در سینما/ سینما، سلاح تئوریک/ سینمای سوم وسینمای چریکی.

ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا