شما اینجا هستید:خانه » اجتماع » فمینیسم!

فمینیسم!

» مهرداد بهروزی-

اصطلاح فمینیسم، برگرفته از واژه ی (فه مه نی نه) است. یعنی، مونث زایا. کلیت موضوعی ی این نگره، بحث پیرامون (زنانه گی) و موجودیت بانوان است.

اصطلاح موردنظر، ابتدا در ۲۷آوریل ۱۸۹۵ درنشریه ی (آته نیوم) به کاررفت. بااینحال، اما، کاربست محتوائی ی آن چه که بعدها، شکل پارادایم (الگو) به خودگرفت، به سال های پیش تر باز می گردد.

****

درسده۱۷، مری آستل (۱۷۳۱/۱۶۶۶) که انگلیسی بود، نخست کسی ست که ازایده ای باعنوان (ظرفیت بانوان) سخن گفت. آستل، دراین راستا، رهیافتی صریح را به خانم ها توصیه کرد: عدم گرایشی عاطفی- احساسی به (مذکر) و، ازدواج نکردن.

****

این، شروع فمینیسم است.

****

چهره ی دوم، انگلیسی ی دیگری ست: مری.ولستون.کرافت. وی که زیستاری کوتاه داشت (۳۷سال)، فریفته ی(عصرروشنگری) بود و ناظرانقلاب فرانسه در۳۰ساله گی اش. کرافت، ۲۷سال پس از انتشار کتاب (امیل)۱۷۶۲/ نوشته ی(روسو)، رساله ای نگاشت در نفی دیدگاه فیلسوف فرانسوی.

****

روسو در کتاب اش، ازتمایز زن ومرد، به سان، منطق آفرینشی ی طبیعت سخن گفته و(سوفی)، سیمای مونث اثر خود را به تبعیت از (امیل) فرا می خواند. کرافت، در اعتراض به (روسو)، مبحث عدم تمایز را ارائه داده و می نویسد: ذهن، فاقد جنسیت است.

****

درسده۱۹، و با تبیین دیدگاه (ژن دروئن)/۹۴ – ۱۸۰۵، فمینیسم به سوی سیاست گرایش می یابد. خانم(دروئن) که فرانسوی بود و به حرفه ی خیا طی اشتغال داشت، در۲۶ ساله گی، به محفل سوسیالیست های (سن سیمون) پیوست و در۲۷ ساله گی، رساله ای ۱۴۴صفحه ای نوشت که موضوع اش، تساوی ی زن  و مردبود. او، می نویسد: ازدواج تفاوتی با برده گی ندارد. زنان بهتر است این توصیه رابپذیرندکه بهترین کار، ازدواج نکردن است و( ). توصیه ای که خود(دروئن) نادیده اش گرفت چراکه در۳۱ سا له گی، ازدواج کرد!

****

در واپسین سال های سده۱۹ ، کامل ترین جلوه ی دفاع از فمینیسم با انتشار اثری از یک فیلسوف (مذکر)، پدیدآمد: «جان. استوارت». میل . وی در ۶۳ساله گی اش(۱۸۶۹) با تحریرکتاب (انقیاد زنان)، از موازنه زن و مرد سخن گفته و، می نویسد: انفعال زنان به دلیل رفتار غلط اجتماعی است که رابطه متساهلانه را تحمل نمی کند.

****

ویرجینیا ولف (نویسنده ی انگلیسی) که هرگز فمینیست نبود، را بایستی مبدای شروع دفاع از زنانه گی در سده بعد دانست. او، چه در آثار داستانی اش(خانم دالووی)/۱۹۲۵، وچه در تحریرهای پژوهشی اش (اتاقی ازآن خود)/۱۹۲۹، به صراحت، مدعی ی موجودیت بانوان است. این بانوی فرهیخته، چونان(ژولیا کریستوا، و، الن سیکسو) تنها چهره هائی اند که به دیدگاه (مری آستل) اعتنا کرده اند. یعنی، ظرفیت اندیشه در بانوان.

****

تداعی ی فمینیسم ازنوع آمیزه گی ی(تئوری/ پراکسیس) با آثار و فردیت(سیمن دبوآر) فرانسوی شکل گرفت. وی، درسال ۱۹۴۹با انتشارکتاب (جنس دوم)، فحوای فمینیسم را به معرض دیدگذارد. جمله ی شهره ی کتاب جنس دوم، عبارت است از: آزادی زن، از زهدان او شروع می شود.

****

تبیین دیگرجلوه های فمینیسم، در۵۰ساله ی دوم سده پیش، و درسال های معاصر، را می توان در نظرات وآثار۷چهره بازیافت: بتی فریدان/ آندره میشل/ مارلین فرنچ/ لوسی سارگیسون/ اوریانا فالاچی/ الن سیکسو/ ژولیا کریستوا.

****

درموردچهره های آمده، سه نکته را بایستی مدنظرداشت:

۱/ چهارسیمای اول، هریک، اثری را نگاشته اندکه از اهمیتی پژوهشی برخورداراند. این۴کتاب عبارت اند از: راز و رمز مونث – پیکار با تبعیض جنسی – جنگ علیه زنان – آرمان شهرهای زنان.

۲/ اوریانا فالاچی، تنها فمینیستی ست که می گوید: ورای همه شعارهائی که تابه حال داده اند، زنان درهیچ مکان و زمانی، راه نیکبختی حقیقی را تشخیص نداده اند.

۳/ سیکسو(و) کریستوا، به دلیل سطح وکیفیات آثار و نظرات شان را بایستی فراتر از دیگران دانست تحلیل و کارنامه ی این بانوان مهاجرفرانسوی، ضرورت فرصتی دیگر را اقتضا می کند.

****

نگره ی فمینیسم، ازابتدا تابه امروز، باتمامی ی گونه گونی ی دیدگاه ها، مشتمل به یک ایده ی ثابت است: دفاع از موجودیت بانوان.

****

در این راستا، آن ها، یعنی، فمینیست ها، پیوسته یک سوآل را طرح می کنند: در چه وضعیتی و چه گونه، مردان به زنان استیلا پیداکرده اند؟

****

نا گفته پیداست که (نهضت نسوان) با طرح سوآل به این صورت، ادعای فرضی ی خودرا به اثبات گرفته اند و نه به عدم. به عبارت دیگر، خانم ها می خواهند بگویند که از ابتدا (ابتدا به هر تاویل تاریخی اش) قضایا نه به این نحو بوده و نه استیلائی درکاربوده و، لذا، سلطه ی مردان به زنان ماحصل وضعیتی تغییرشکل یافته است.

****

به این ترتیب، موضع فمینیست ها که منبعث از ادعائی فرضی ست (استیلا) و ترکیب اش با مفروضی دیگر (تغییر شکل یابی) را می توان اعلام جنگ ناخواسته ای دانست که صلحی درپی نخواهد داشت چرا که شالوده ی فرض ها، برگرفته از جنسیت است و نه تفاوت جنسیت. از این رو، آن ها، خلط مبحث کرده اند. یعنی، زمینه ی استدلال شان، هستی مدارانه (ماهوی) نیست بلکه انگارمدارانه (عارضی) ست.

****

زایش فمینیسم به دلیل اجرائی سازی ی خواسته هائی بوده که فمینیست ها ادعای عدم حضور آن ها در اجتماع را داشته اند. این ادعا ( ازهمان ابتدا) از شمولیت واقعیت های مستتر در نزد غربی ها خارج بود.

****

مکانیسم اجتماع در سنت غربی ازکالبدی تبعیت می کندکه سامانه اش، اتکابه آزادی ست. یعنی، فرایندی تاریخی که از انقلاب فرانسه به این سو پدیدآمد و در سده ۱۹تثبیت یافت. در این راستا، تمامی ی آن چه راکه (فمن) ها درآرزوی به دست آوردن شان بوده (حقوق زنان/ اشتغال زائی ی بانوان/ شبهه زدائی ازتبعیض) موضوعاتی اند که از مدخل خود حاکمیت ها شکل گرفت و نه با دعوا و خواسته.

****

در منشور حقوق شهروندی که در فرانسه (ی)۱۷۹۱به مصوبه کنوانسیون پاریس در آمد، نوشته اند: حیات نوع بشر قائم به آزادی است و همه یکسان هستند( ) مرد و زن به تساوی آفریده شده اند و از شرایطی یکسان برخوردار بوده و حقوق ابنای بشر محرز و به تساوی است.

****

و، یا، مبحث اشتغال زائی. در انگلیس(سال۱۸۹۱)/ در فرانسه(۱۹۱۶)/ در آلمان(۱۹۱۹)/ و در ایتالیا(۱۹۲۶) بانوان اشتغال به کار را تجربه کردند. مورد حضور بانوان در انتخابات(ام) در انگلیس، یک سال پس از اتمام جنگ اول، ۱۹۱۹ و در فرانسه، سال انتهائی ی جنگ دوم رخ داد.

****

مولفه های (آزادی در زناشوئی/ سقط جنین/ ازدواج هموسکسوآلیست ها)که فمینیسم، آن همه دلواپس اش بوده اند، ازجمله موردهائی اندکه توسط انواع حاکمیت های لیبرالیزم غربی به اجرا درآمدند.

****

همه ی این رخدادها با لایحه و مصوبه صورت گرفت نه با دعوا و اعتراض. مشکل (فمن) ها، در قضایای آمده، عدم وقوع شان نبوده بلکه عدم منع حقوقی بود.

****

فمینیسم، عارضه ای ست لاینحل. نه خردمدارانه است و نه تاویل مدارانه. شبهه ای ست آکنده از کژفهمی. ویترینی ست از ایده های متضاد که تفاوت (بی یولوژیکی) را تا سطح اسطوره پردازی تنزل داده و از ورای آن، برداشتی (فیزیولوژیکی) کرده اند.

****

به فرض، این جمله ی(خانم دبوآر): زنان باید میان یکی از این دو را انتخاب کنند، یا خانه داری و یا اشتغال بیرون از خانه را. و یا این جمله (ایضا از دبوآر) در مصاحبه با (آلیس شوارتز): ما، زنان، زن زاده نمی شویم بلکه تبدیل به زن می شویم و ( )!؟

****

الف/ چرا درآثار ۷بانوی فیلسوف (ادیت اشتاین/ ماری هسه/ سیمن وی/ هاناآرنت/سوزان لانگر/ اگنس هه لر/ سوزانالیندبرگ) نمی توان (حتا، یک سطر) پیرامون فمینیسم را رویت کرد؟

ب/ اوریانا فالاچی در مصاحبه ای با (ایندیرا گاندی)، از وی سوآل می کند: شما از زن بودن خود ناراحت نیستید؟ آن بانوی هندی گفت: من خوش حال ام از این که یک انسان ام.

پ/ پریکلس، می گفت: بهترین شکل موفقیت زنان این است که در موردآن ها، سخنی نگویند.

****

ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا