شما اینجا هستید:خانه » فرهنگ و هنر » ادبیات » فیلم کاری های شاعرِ ما

فیلم کاری های شاعرِ ما

[نقدی بر حضور ۱۶ ساله ی احمد شاملو در عرصه ی فیلم و سینما]

» مهرداد بهروزی-

%d8%b4%d8%a7%d9%85%d9%84%d9%88-2

احمدشاملو  (ا. صبح، ا.بامداد)، ۱۳۷۹-۱۳۰۴ زاده ی تهران بود و، شاعر. کارنامه ی ۵۱ ساله اش (۱۳۲۶-۱۳۷۷) مشتمل به هفت مدخل است:

سروده ها (از، آهنگ های فراموش شده، ۱۳۲۶) تا به (مدایح بی صله، ۷۱).

روزنامه نگاری (از ، سخن نو-۱۳۲۷) تا به (ایرانشهر، ۵۷).

برگردان ها (ترجمه ی سروده، رمان، نمایش نامه، پژوهش) ۷۴-۱۳۳۲٫

تالیف (قصه ی کوتاه) ۵۰-۱۳۲۹٫

یادداشت ها (یک کار) با عنوان (از مهتابی تا کوچه) ۱۳۵۷٫

گردآوری (کتاب کوچه) ۷۷-۱۳۵۷٫

و، فیلم (۵۵-۱۳۳۹).

****

حرفه ی منتسب به شاعرما، شاعری ست. این جستار اما، در پی تبیین شاعری ی شاعرما نخواهد بود چرا که:

الف- دیگران این کار را به بهترین صورت ارائه داده اند.

ب-پیرامون (نظم) سرائی، سخن گفتن (خاصه، هنگامی که شاعر مدعی ی شیپور است و نه لالائی)، استعدادی خاص می خواهد. استعدادِ (عاقل) بودن و (بالغ) بودن.

****

در کارنامه ی ۵۱ ساله ی شاعر ما، برهه ای به دیده می آید که هرگز، صحبتی از آن نیست. نه در آن کتاب، مصاحبه یا (ناصر حریری)، ۱۳۶۵٫ نه در آن کتاب (۱۱۷۹ صفحه ای ) ی (ع.پاشائی). نه درآن (۱۷) صفحه ای که خانم (آیدا) با عنوان پیوست در کتاب پاشائی مکتوب کرده اند، ۱۳۷۸، و، نه (منهای یک مورد) از سوی خود شاعر. آن یک مورد (ام) گفت و گوئی ست با ماهنامه ی فیلم در ۶۴ ساله گی اش.

****

حضور شاعرما، در عرصه ی فیلم، در یک فاصله ی ۱۶ ساله رخ داد. آغاز کار، فیلمی ست سینمائی با عنوان (اول هیکل)، ۱۳۳۹ که فیلم نامه اش را نوشته. از ۱۱ فیلمی که ایشان در تولید آن ها (تا به سال ۵۱) مشارکت داشته اند، در هفت اثر، فیلم نامه نویس است، در ۲ فیلم (دیالوگ)، گفت و گوها را نوشته، در یک اثر، نویسنده ی فیلم نامه و بازی گر بوده، و در یک فیلم، نویسنده و کارگردان.

*****

ادامه ی این حضور، تولید آثار مستند و یک سریال تلویزیونی ست. مشارکت وی در ۱۱ فیلم مستند (۱۳۴۸ تا به ۱۳۵۱) به جز واپسین اثر (حمام گنجعلی خان) که فقط (نریشن)، گفتار متن را نوشته اند، دیگر فیلم ها، ترکیبی ست از نویسنده گی و کارگردانی.

****

ایضاً، یک سریال تلویزیونی ام نوشته اند با عنوان (تخت ابونصر)، ۱۳۵۵ که برگرفته از قصه های کوتاه (صادق هدایت)است.

****

گفتنی ست که شاعر ما، صرف نظر از آن چه آمده، فیلم نگاری (ام) داشته اند.یعنی ، آثاری که به نوشته در آمده اند و نه تولید: حلوا برای زنده ها (فیلم کوتاه، ۱۳۵۱) و، میراث (فیلم نامه ی طویل، ۱۳۶۵). این کار انتهائی، سال ها پش از حضور فیلمی ی ایشان رخ داد.

****

تمامی ی ۱۱ فیلم سینمائی ی شاعر ما، از نحله ی (ابتذال) اند. چه از منظر محتوا و چه از حیث صناعت. آن چه که در آثار آمده خودنمائی می کند، داستان هائی اند سست و پیش پا افتاده. قصه هائی مسطح که با اتکا به فرم هائی ابتدائی و دست و پا شکسته به تولید در آمده اند.

****

به عبارت دیگر، آثار سینمائی ی ایشان نه نسبتی با واقعیت مداری دارند و نه مشتمل به کاربست درست منطق نمایشی اند. عاری از ضرورت های رابطه ی موضوع-شکل بصری.

****

به فرض در فیلم (تار عنکبوت)، ۱۳۴۲، که از قصه ای نوشته ی (جیمز هادلی چیس) به عاریت گرفته شده، موضوع اثر (رابطه ی امیر-ژاله و خیانت در زناشوئی) نه فقط با شئونات احتماعی و حیات ایرانی فاصله ها دارد بلکه سازه های به کار رفته در فیلم تا به حدی، سطحی ست که نویسنده از ارائه ی ساده ترین مولفه های قصه پردازی (نمایاندن فردیت ها، رفتار، پس زمینه سازی ی داستان و حرکت رخدادها در مانده است.

****

و، یا، در فیلم (داغ ننگ) ، ۱۳۴ که شاعر ما آن را کارگردانی ام کرده اند، فردیت مرکزی اثر (لاله) به مثابه بانوئی ایرانی، شبیه به ایرانی ها نیست. موجودی (پارانویا) که به جز نابودی ی (مذکران) صنعت دیگری ندارد. نویسنده و کارگردان اثر در این فیلم (۸۴ دقیقه ای) حتا یک لحظه ام از دلایل و چرائی ی رفتار مالیخولیائی ی لاله سخن نمی گوید. از این رو، هنگامی که لاله (توبه) می کند و به خود می آید، نتیجه ای به جز (بهت) در بیننده پدید نمی آید.

****

شالوده ی آن ۱۱ فیلم سینمائی، نسخه ای دیگر از اجرای کامل ۴ مولفه ی ثابتی ست که در بیشتر آثار بومی سینمای ایران (حتا تا به امروز) به دیده می آید: واقعیت زدائی، تصادف مداری، شبهه انگاری، و بی اندیشه گی.

****

۱۱ فیلم مستند ایشان ام تفاوتی با آثار سینمائی وی ندارد. تولیداتی که حتا فضای اجتماعی ی محیط نتوانسته ذهنیتی بصری از سوی نویسنده و کارگردان را تداعی نماید. به فرض، فیلم (پاوه، شهری از سنگ)، ۱۳۴۸٫ و یا، پروژه های لوکسی که از مرگ حرفه های سنتی صحبت می کند. به فرض، فیلم (یالانچی پهلوان)؛ ۱۳۵۰٫ و یا فرآورده هائی که بی هرگونه توضیح و نسبت پذیری (در مبحث تفاوت عرفان و جوکی مداری) مدعی ی صوفی گرائی ست. به فرض، فیلم(مراسم صوفیان)، ۱۳۵۱٫

****

از فحوای صحبت های شاعر ما (در همان یک مصاحبه ی سینمائی) سه نکته به دست می آید:

۱-کارنامه ی سینمائی من، برده گی من است.

۲-سینما نه در حد ادبیات است و نه اهمیت ادبیات را دارد.

۳-در سال هائی که سینما کار می کردم، سینمای ایران تولید زیادی نداشت. نازل بود و سنتی نداشت.

****

پیرامون مورد اول صحبت ایشان، بحثی نیست. مورد دوم (ام) با همه ی درستی ی نظرشان، بماند. مورد سوم، اما، درست نیست.

****

حضور شاعر ما در سینمای ایرانی هنگامی شکل گرفت که (۶۰ سال) از موجودیت صنعت فیلم در ایران می گذشت.

۶۰ سال، یعنی، پی ریزی ی یک سنت. دیگر این که، سینمای ایران (از سال ۱۳۳۰) به این سو (به دلایلی مشخص) به سوی تولید انبوه حرکت کرد. در همان سال ۳۹ که ایشان در تولید فیلم (اول هیکل) مشارکت داشته اند، ۳۳ فیلم به تولید در آمدند.

****

نازا بودن سینمای ایران در آن برهه، صحت ندارد. در سال ۱۳۵۱ که شاعر ما فیلم نامه ی (مرد اجاره ای) را می نوشت، به یک تاویل، هفت سال) اگر مبدا فیلم خشت و آینه است) و به تاویلی دیگر چهار سال (اگر مبدا فیلم گاو است) از نوزائی ی موج نو سپری شده بود. در عرصه ی مستند ام، فیلم نخست ایشان (آنا قلیج داماد میشه)، ۱۳۴۸،در وضعیتی رخ داد که مستند سازی در ایران، فرایند شکوفائی اش را می گذراند. فرایندی که به یک مفهوم، از سال ۱۳۳۶ و با فیلم (یک آتش) پدید آمد.

****

با نفی صورت مسئله، ماهیت مسئله تغییر نمی یابد. شاعر ما در پاره ای از لحظات زیستار اش، نظراتی را ارائه داد که نه در شان روشنفکری بوده و نه در سطوح شاعری، و نه، حائز صحت تاریخی. نظرات ایشان د رمورد (فرزانه ی توس)، (موسیقی ی ایرانی)، (سهراب سپهری) از این نسخه اند.

****

اعتراض اش به سپهری، صرف نظر از لحن (  )، تجویز نسخه ی کار به شاعری ست که به گمان وی، در هنگامه ی هیاهوی کشتار، از (گِل نکردن) می گوید. ایراد کار، اما، در این است که در همان هنگامه ی هیاهوی کشتار، (به فرض، رخداد سیاهکل)، ۱۳۴۹، شاعر ما، فیلم نامه ی اثر مستندی را نوشت و کارگردانی کرد با عنوان (رقص قاسم آبادی)، ۱۳۴۹٫

ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا