شما اینجا هستید:خانه » فرهنگ و هنر » و/ اما/ شمیم بهار

و/ اما/ شمیم بهار

» نوشته ی: مهرداد بهروزی-

زاده ی سال ۱۳۱۷ است. در انگلیس رشته ی سینما خوانده. در کارنامه ی ۱۱ ساله اش چند داستان کوتاه و تعدادی نقد قصه و نقد کتاب به دیده می آید.

شمیم بهار

صحبت از چهره ای ست که در گستره ی فرهنگ ایرانی سیمائی پنهان به شمار می آید. فرایند این پنهان کاری تا به سطحی ست که؛

الف/ آن یک سطری ام که در ابتدای یادداشت ام آمده/ با واژ ه ای چند – تعدادی/ در حد اگر و اما خواهد بود.

ب/ در ۳۷ ساله ی معاصر پار ه ای گمان کرده اند که او اصلا واقعیت ندارد.

****

شَمیم بهار اما واقعیت دارد. وی با همان کارنامه ی ۱۱ ساله اش/ به صراحت/ خود و دید گاه اش را به ما نمایانده. روشنفکر و آگاه و مدعی (و یه جور دیگه).

****

از چهار مولفه ای که آمده سه تای اولی چونان جلوه ی فردیتی ی نخبه گان مصطلح اند. یعنی از بس در سده ی معاصر گفته اند و نوشته اند که بی تردید همه و همه ( اجتماع/ حاکمیت/ عامه ) مفهوم اش را پذیر فته اند. آن مولفه ی چهارمی اما قضایای دیگری دارد.

****

سویه ی نخست تالیفات شمیم بهار/ داستان نویسی ست. قصه های کوتاهی که در فاصله ی ۱۳۴۲ تا به ۵۱ در نشریات ( و نه کتاب) به طبع در آمده اند. این داستان ها نسبتی با عرف ادبیات پارسی ندارند. از منظر طرح بندی و صناعت به سان خا طره اند و نه روایت. به عبارت دیگر خواننده از پی روایت زدائی ی نویسنده فقط لحظه ای از یک برخورد را خواهد دید و نه شالوده ی یک رخداد را. صرف نظر از حضور فردیتی ثابت ( چه حاضر و چه غایب) با عنوان «گیتی سروش» در قصه ها/ کالبد همه شان مشتمل به ( مونولوگ) است. خود گوئی.

****

سویه ی دیگر تحریر های شمیم بهار/ نقد نویسی ست که زمینه های ادبیات و سینما را در پی خواهد گرفت. در عرصه ی ادبیات به فرض یادداشتی نوشته پیرامون آثار (آل احمد)/ مهر ۱۳۴۳٫ و یا/ در مورد ( نابا کف) و کتاب اش.

****

در عرصه ی سینما/ فیلم های ایرانی تابع محدودیت اند ( خشت و آینه/ خانه سیاه است). آثار غربی البته بیش تراند. یادداشت های مفصل و کوتاه و ستاره (ارزش) گذاری ی فیلم ها (۳۷ مورد) و در فاصله ی ۴۴ تابه ۵۳٫ شمیم بهار در یک نشست/ مصاحبه ام مشارکت داشته. دیدار سه نفره با آل احمد( ۱۹/ ۱/ ۴۳).

****

نخبه گان (با هر سطح و وُسعی) نسبت به دیگر طیف های اجتماع (و در هر اجتماعی) متفاوت اند. این ادعا ضرورت اثبات ندارد. همان گونه که سطحیت و بی وُسعی ی عامه ضرورت اثبات ندارد. تفاوتِ آمده اما از ورای اعلام و یا رفتار به عینیت در نمی آید.

****

شمیم بهار از همان ابتدا تمامی ی اهتمام اش را به کار گرفت تا آن مولفه ی چهارمی ( یه جور دیگه) موجودیت یابد. در این راستا شیوه ی او ( پارادکسیکال) بود. حضور و عدم. از یک سو می خواست بودن اش را به منصه ی ظهور رساند و از دیگر سو مبدای تاویل حضور خود را با عدم (نفی) یکی دانست.

****

به این تر تیب وضعیتی شکل گرفت که پیش تر در معیت ( دکتر کاووسی) و پس تر در کارهای (دکتر براهنی) به دیده آمد.

****

۱/ بی اهمیت انگاری ی ادبیات ایرانی. بسیار شایان توجه است که شمیم بهار از آن همه چهره های نثر پارسی آل احمد را انتخاب می کند.

۲/ بی اعتنائی به سینمای ایران. یعنی در آن فاصله ی ۱۳۴۲ تابه ۵۳ رخدادی در صنعت تولید فیلم بومی رخ نداد!

۳/ بی اعتبار سازی ی صُور نقد نویسی. استفاده ی بی انتها از واژه های کلی ( و بیش تر با صبغه ی صفت )به فرض خوب/ بد/ متوسط/ ساده/ استاد/ گرم/ غنی/ … بی هر نوع توضیحی. در این زمینه کار هنگامی گره می خورد که شمیم بهار بخواهد جزئیات مسئله را ارائه دهد. نحوه ی برخورد اش با فیلم ( خشت و آینه) به سهو لت این موضوع را تداعی می کند که غرض ( گلستان) است و نه اثر.

۴/ بی اعتقادی به نحله های تحلیل. شمیم بهار می گفت ( نکته ای که در مصاحبه با آل احمد خود نمائی می کند) که نقد اثر ( داستان/ فیلم/موسیقی/ نقاشی) بایستی فارغ از سنخیت پذیری های تاریخی/ اجتماعی/ سیاسی به طبع در آید. یعنی عاری سازی ی سوژه (اثر) از ( ابژه)/ پس زمینه ها. اتفاقا او در این عرصه ام دچار پارادکس بود. شمیم بهار و کار نامه اش ( از صدر تا به ذیل) واکنشی ست به همان پس زمینه ها. مدرنیسم خا نگی اش به یُمن رو یاروئی با رآلیزم مستتر در سال های ۴۰ و ۵۰ شمسی نضج گرفت.

****

ایراد کار در این است که گاه تبعات تفاوت به گونه ای جلوه می یابد که با متفاوت بو دن ام تفاوت خواهد دا شت.

تنها تصویر موجود از شمیم بهار از چپ؛ اسماعیل نوری‌علا، ناشناس (احتمالن خانم جزایری، همسر نوری‌علا)، شمیم بهار، علی گلستانه، محمدعلی سپانلو، فروغ فرخزاد، مهرداد صمدی، پرتو نوری‌علا، ناشناس، ناشناس.

تنها تصویر موجود از شمیم بهار
از چپ؛ اسماعیل نوری‌علا، ناشناس (احتمالن خانم جزایری، همسر نوری‌علا)، شمیم بهار، علی گلستانه، محمدعلی سپانلو، فروغ فرخزاد، مهرداد صمدی، پرتو نوری‌علا، ناشناس، ناشناس.

.

پی نوشت:

تصویری که در ابتدای یادداشت (روی کاور) آمده پرتره ای ست که آیدین آغداشلو از شمیم بهار در سال ۱۳۴۱ خورشیدی کشیده است. مشهور است که این روزها تنها کسی که با شمیم مرتبط است آیدین است. آیدین به دفعات و در مجامع فرهنگی از شمیم بهار به عنوان پیر و مرشد خود یاد کرده است.

ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا