شما اینجا هستید:خانه » اجتماع » تالاب انزلی را به کجا می برند؟

تالاب انزلی را به کجا می برند؟

نقدی به راهکارهای سازمان حفاظت محیط زیست استان گیلان دراحیای تالاب انزلی

» اسماعیل آلادینی-

مقدمه

نگاهی به آخرین مصاحبه های آقای بُرجی مدیرکل سابق حفاظت محیط زیست استان گیلان ، راهبرد این نهاد مسئول احیای تالاب انزلی را در معرض افکار عمومی می نهد. حرف تازه و طرح چاره سازی در بهسازی تالاب انزلی مطرح است؟ قبل از پیش داوری ابتدا فشرده این مصاحبه ها را مرور کنیم: «سدهای رسوب گیر و تله های زباله گیر در حوزه آبخیز تالاب انزلی اجرا می شود». و در ادامه همان مصاحبه: «مدیریت در زمینه آبخیز ، فاضلاب ، پسماند ، اکوتوریسم و آموزش زیست محیطی در فاز دوم پروژه مذکور پیش بینی شده است» (خبرگزاری فارس/ دوم خرداد ۱۳۹۴) خلاصه مصاحبه قبل تر ایشان را هم ببینیم : «ورود سالانه ۲۵۰ هزار متر مکعب رسوبات رودخانه ، و روزانه هزار تن فاضلابهای خانگی ، صنعتی ، بیمارستانی موجب کاهش عمق تالاب از ۹ متر درسال ۵۴ ، به یک متر در حال حاضر شده است» (تابناک ۸ اردیبهشت ۱۳۹۴)

تالاب انزلی را به کجا می برند؟

تالاب انزلی را به کجا می برند؟

وقتی که یک مقام مسئول از روند اجرای پروژه ای در حوزه مسئولیت سازمان خود می گوید و گزارش می کند، باور عمومی بر انتخاب بهترین راهکار و اشراف سازمان مجری بر جزئیات پروژه در دست اجرا است. اما زمانی که تناقض در قیاس مستندات و شواهد غیر قابل انکار ، با آنچه که گزارش می شود ببیند احساس یاس و عدم اعتماد نسبت به مسیر درست اجرای پروژه به وجود می آید.

با وجود اعتراف به ناکارآمدی طرح های اجرائی ، اصرار بر ادامه همان تجربه های شکست خورده ، قابل درک نیست. با تغییر مدیریتی در راس سازمان حفاظت محیط زیست استان گیلان انتظار می رود که در سیاست های مرتبط با احیای تالاب انزلی بازنگری شود. چرا که اولویت دادن به ؛ احداث رسوبگیر و زباله گیردر ۴۰ نقطه تالاب انزلی« (خبرگزاری مهر، ۷بهمن ۱۳۹۳) دستاوردی برای تالاب نخواهد داشت. این نوشتار نقدی است بر رویکرد این سازمان، از داده های ناموثق تا عملکرد ناموفق در تالاب انزلی.

گزارش ناموثق

در مصاحبه مسئول قبلی سازمان می خوانیم که عمق تالاب در ۴۰ سال پیش ۹ متر بود ، و رسوبات و فاضلاب دلیل کاهش عمق به یک متر حال حاضر اعلام می شود. البته هیچ منبعی هم در تائید این داده ها اعلام نمی شود. یک تجزیه و تحلیل ساده از مبالغه آمیز بودن این گزارش می گوید. برای نزدیک شدن به داده های مدیرکل محترم ، هر تُن فاضلاب را که بیش از ۹۵ درصد آب در خود دارد یک متر مکعب رسوب جامد درنظر می گیریم! که مجموع ساالانه آن با ۲۵۰ هزار مترمکعب رسوبات جامد جریانهای رودخانه ای مورد ادعای ایشان ، سالانه ۶۱۵ هزار مترمکعب خواهد شد. بدین ترتیب با احتساب وزن مخصوص رسوبات انباشته شده طی ۴۰ سال در بستر تالاب ، هرسال معادل ۷۰۰ هزار تن مجموع رسوبات جامد رودخانه ای و فاضلابی برجای مانده در تالاب خواهد بود. و باز هم می پذیریم که از سال ۱۳۵۴تاکنون، همین روند ادامه داشته است. نتیجه آنکه با داده های ایشان در ۴۰ سال اخیر ۲۸ میلیون تن رسوب و فاضلاب به بستر تالاب افزوده شده. اصلاً چرا به جای ۲۸ میلیون ۵۰ میلیون تن را در برآورد ها منظور نکنیم؟ با مساحت ۲۰ هزار هکتاری تالاب و عمق ۹ متر ، مخزن تالاب در سال ۵۴ برابر۱۸۰۰ میلیون متر مکعب می باید حجم می داشت. یعنی نزدیک به دو برابر حجم کنونی مخزن سد سفیدرود! با اشغال ۵۰ میلیون تن مجموع رسوبات و فاضلاب طی ۴۰ سال ، مخزن تالاب در حال حاضر بیش از ۱۷۵۰ میلیون مترمکعب می بایست حجم داشته باشد که عمق متوسط آن ۸/۷۵ متر خواهد بود. ولی چرا ایشان مدعی هستند که عمق تلالب به یک متر کاهش یافته است!؟

شاید سطح آب دریای خزر که در نوسانات سطح آب تالاب هم اثر گزار است دلیل بالا آمدن سطح آب تالاب و افزایش عمق تالاب در ۴۰ سال پیش بوده باشد؟ این فرضیه هم مردود می شود زمانی که به رقوم ارتفاعی دریا در سال ۱۳۵۴ مراجعه کنید. در این سال سطح آب دریا ارتفاع ۲۸/۵- متر را داشت و سطح آب تالاب آنقدر پایین بود که بخش شرقی تالاب نیمه مرده اعلام شده بود. حال کجای این معادله معیوب است؟ و کدام یک از این ارقام ۹ متر سال ۵۴ و یک متر زمان حال را باید پذیرفت؟ شاید عمق متوسط تالاب در حال حاضر حدود یک متر باشد ، ولی تردیدی نیست که در ۴۰ سال قبل بسیار کمتر از ۹ متر مورد ادعای ایشان بود. در واقع هیچ یک از این داده ها پیشینه مطالعاتی نداشته و حاصل عملیات میدانی نیست. چرا که تاکنون در پهنه تالاب انزلی عمق یابی (زمینی یا هوائی) بعمل نیامده که بتوان برای آن عمق متوسط ۹ و ۱ متر تعریف کرد.

راهکارهای ناموفق

آنچه که تالاب را به ورطه نابودی می برد آلودگی هائی است که در خارج از پهنه تالاب تولید می شود و با جریانهای سطحی و زیرسطحی به آن منتقل می شود. فاضالبهای خانگی، صنعتی، بیمارستانی و … ، نقش فاجعه باری در این فرایند دارند. البته رسوبات رودخانه ها ، زباله ها و نخاله ها نیز به آلودگی تالاب دامن می زنند ولی سهم آن در مقایسه با آلودگی های شیمیائی ناچیز است. بخشی از آلودگی هم که کمتر به آن توجه می شود، با گسترش فزاینده بخش های انسان ساخت در داخل تالاب تولید می شود که نیاز به بیشتر دیده شدن دارند.

ایشان در مصاحبه اول می گویند: «سدهای رسوب گیر و تله های زباله گیر در حوزه آبخیز تالاب انزلی اجرا می شود». و «مدیریت در زمینه آبخیز ، فاضلاب ، پسماند ، اکوتوریسم و آموزش زیست محیطی در فاز دوم پروژه مذکور پیش بینی شده است». با این برنامه کار خیال همه را راحت و در واقع همه را نگران و غافلگیر می کنند که کار بنیادی صورت نخواهد گرفت و تمرکز بر احداث رسوبگیر و زباله گیر ، و در یک کلام به حاشیه رفتن است. اگر محدودیت در اعتبار و بودجه مطرح است و ناگزیر فقط بخشی از پروژه می باید عملیاتی شود ، یک سازمان مسئول چه انتخابی خواهد داشت؟ به راستی اولویت دادن و انتخاب بین دو گزینه که یکی آلودگی محدود ایجاد می کند و دیگری که حیات می گیرد و مرگ خاموش می آورد ، این قدر دشوار است؟

احداث سدهای رسوبگیر چه دردی از تالاب دوا می کند و چه تبعاتی دارند؟ آشنائی با حجم رسوبات حمل شده به تالاب و رفتار رودخانه ها به این پرسش پاسخ می دهد. حدود ۶۰ درصد رسوبات حوزه آبریز فومنات از طریق ۳ رودخانه پیربازار، شاخرز و پسیخان به تالاب حمل می شوند که دبی پیک سیل مشاهده شده هر یک به ترتیب ۱۵۰ ، ۲۷۰ و ۳۵۰ مترمکعب بر ثانیه است. پس در مسیر اصلی این رودخانه ها با این حجم سیلاب نمی توان سد رسوبگیر احداث کرد. چرا که هزینه احداث یک سد مخزنی را خواهند داشت. بدین منظور جریان رودخانه را با احداث بندهای انحرافی، کانالهای بتونی یا خاکی به مخاذن بزرگ که خاکبرداری شده منحرف می نمایند. از طرفی دیگر در جریان عادی رودخانه ها که کمتراز یک گرم در لیتر غلظت دارند رسوبی تله اندازی نشده و می باید بخشی از جریان سیلابی را که تا دهها گرم در لیتر گل آلودگی دارند به رسوبگیرها هدایت کرد. با نوع رودخانه های جوان استان گیلان ، که سرعت متوسط آن در جریانهای سیلابی ۲ تا ۳ متر بر ثانیه است، و مسیر و بستر ثابتی هم نیافته اند ، بندهای انحراف آب تا چند سیل دوام آورده و پا برجا می مانند؟

سالانه حدود یک میلیون تن رسوب از انواع بارمعلق و بارکف از حوزه آبریز فومنات به تالاب حمل می شود. حال این پرسش مطرح است که با احداث رسوبگیرها چند درصد این رسوبات جمع آوری می شود؟ در خوش بینانه ترین حالت و با صرف هزینه های گزاف شاید تا ۱۰درصد. می خواهید طبیعت را شخم بزنید و پنجه بر چهره زخم خورده آن بکشید که از انتقال بخش ناچیزی از رسوبات رودخانه ای به تالاب جلوگیری کنید؟ آن هم درشرایطی که نفس تالاب از رسوبات رودخانه ای به شمارش نیفتاده. ولی ما همچنان گم کرده سوراخ دعائیم.

چه بایدکرد؟

راه برون رفت از مرداب شدن تالاب چیست و چاره کدام است؟ راه حل آن را مدیران استان در دست دارند و چاره کار را سالها قبل مشاورین ارائه نموده اند. همان راهکارهائی که عزم جزم می طلبد ولی اولویت نمی یابد. با اجرائی شدن پیشنهادهای ارائه شده ، تالاب به آرامش می رسد و در طول زمان خود را بازمی یابد. با استمرار عملیات بی حاصل ، و با علم و آگاهی از ورود هزار تن فاضلاب خانگی، صنعتی و بیمارستانی در روز به تالاب ، اولویت دادن به احداث سدهای رسوب گیر و تله های زباله گیر ، و حواله نمودن مدیریت در زمینه آبخیز، فاضلاب ، پسماند، به بعد، فقط یک پیام دارد : «آغاز پایان و به سوگ نشستن تالاب انزلی از هم اکنون».

.

پی نوشت:

-در تصاویر فوق طرح ابتکاری سازمان حفاظت محیط زیست استان گیلان در جمع آوری زباله که بخشی از پروژه احیای تالاب انزلی است ملاحظه می گردد! یادآور می شود که مکان اجرای این پروژه بر روی رودخانه سیاهرود است که از مرکز شهر رشت عبور می کند. ارتفاع تراز آب در سیلابهای این مقطع از رودخانه که به سیلهای زباله روب هم شناخته می شود به بیش از ۵ متر می رسد و آبدهی پیک سیل آن حدود ۹۰ مترمکعب بر ثانیه است. با این ویژگی ها، توانمندی این طرح در جمع آوری زباله را خود قضاوت کنید.

-تصاویر از : گیل خبر

دیدگاه ها (3)

  • ارادتمند

    نویسنده محترم چقدر طرح اجرایی زباله گیر یا تله رسوبگیر را مطالعه کرده اند ؟ از تمهیدات طرح برای جانمایی ، انواع آن ، شرایط سیلاب ، جمع آوری ، اهداف اجرای طرحها چقدر اطلاع دارند ؟ .
    اهداف این طرحهای ارزان قیمت ، فرهنگ سازی در محیطهای انسانی ، پایش حجم ورودی زباله و رسوب و نهایتا مقداری کنترل زباله و رسوب ورودی به تالاب است .
    طرح اجراشده هم پایلوتی بوده برای نکمیل طرح .
    همیشه بی عملی و صدور دستورات چند میلیارد دلاری برای رفع معصل ؛ ساده تر ، شیک تر ، نشدنی تر و بی دردسرتر بوده و هست .

    پاسخ دادن
    • اسماعیل الادینی

      درپاسخ به خانم یا آقای محترم ، ب.ظ ممنون که مطلب را مطالعه کردید. تالاب به وضعیتی گرفتارآمده که یک جراحی خلاقانه از مرداب شدن آن جلوگیری می کند. تجویز آسپیرین برای بیماری که تومورمغزی دارد باعث نجات وی نمی شود.

      پاسخ دادن
    • حسین

      آیا پرداختن به روشهایی که به بازی های کودکانه درکنارآبگیرها بیشترشبیه است جز اتلاف انرژی و هزینه نتیجه دیگری دارد ؟
      شاید مصداق آن ضرب المثل قدیمی است که : . . . شاید نانی برای بعضی ها باشد .
      مدیرانی که اینهمه به ماموریت های ژاپن میروند چرا به پیشنهاد ۱۶۱ صفحه ای JICA توجه نمیکنند ؟
      چرا به توصیه اکید دراین پیشنهاد که اجرای تصفیه خانه شهر رشت وبندرانزلی را دراولویت قرار داده توجهی نمیکنند؟ و. . .
      اصلا چرا ترجمه این پیشنهاد درهیچ جایی پیدا نمیشود ؟
      درعصر گسترش اطلاعات , مخفی کردن درکشو میز مدیران مرتبط نتیجه بخش است ؟
      دوستان علاقمند این مجموعه کلمات را درگوگل سرچ وفایل PDFاین پیشنهاد JICA را دانلود وبخوانند :
      Jica proposal for Bandar-e Anzali wetland

      پاسخ دادن

ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا