شما اینجا هستید:خانه » اجتماع » جامعه » هیس ؟! چرا کسی فریاد نمی زند؟! (نقدی بر لایحه ی قانونی عجیبِ حمایت از حقوق کودکان. مصوبه ی مجلس هشتم)

هیس ؟! چرا کسی فریاد نمی زند؟! (نقدی بر لایحه ی قانونی عجیبِ حمایت از حقوق کودکان. مصوبه ی مجلس هشتم)

» امین حق ره

یکم

واقعیت این است که همزمانی تماشای « هیس ! دخترها فریاد نمی زنند » آخرین اثر سینمایی «پوران درخشنده» با شنیدن خبر تصویب لایحه ی عجیب، بحث برانگیز و به زعم خیلی از فعالان حوزه ی اجتماع به خصوص حقوق کودکان، شرم آورِ مجلس شورای اسلامی مبنی بر  امکانِ قانونیِ ازدواج سرپرست با فرزند خوانده بهانه ی پدید آوردن این یادداشت شد.

هیس! کودکان فریاد نمی زنند!

از نگاه من فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی زنند» بر مبنای یک نوع تفکر و ایده ی فمینیستی ساخته و پرداخته شده است و البته که حالا این فیلم در این جا از منظر تکنیک و فنِّ سینما محل بحث نیست. ماجرا محتوای ارائه شده در مدیوم تصویر است به مخاطبی که فیلم برای خودش برگزیده است. و البته که آمارها نشان می دهند در این مسیر  موفقیت های خوبی را نیز به دست آورده است. «هیس!» درباره ی تابوهای معطوف به دخترانگی در جامعه ی هنوز سنّتی ایرانی حرف می زند.آن جا که پاره ای از حرمت های شرعی و عرفی و ارجحیت آبرومداری بر هر چیز ثانوی بر مبنای برخی برساخته های فرهنگیِ مخرب ِبومی، به دخترکانِ در معرض تعرض و تجاوز جنسی دستورِ «سکوت» می دهد . فرمانی که نه تنها حفظ حیثیت و آبرو را در بلندای زندگی برای جنس مونث تضمین نمی کند بلکه اگر برایش چاره ای درست اندیشیده نشود فقط و تنها فقط نفرت، کینه، افسردگی، بی اعتمادی و در بسیاری موارد حسِّ انتقامِ توام با خشونتی عریان را بنیان می دهد.

حالا امّا چرا فمینیستی؟ اول این که متوجه کردن ماهیت فیلم به ایده های فمنیستی این جا هرگز بار منفی ندارد. بلکه فقط جور آوردن محملی ست برای یادآوری این که مساله ی «تجاوز جنسی» به کودکان در ایران در همه ی سالهایی که گذشته تا به امروز  هیچ وقت محدود به دختربچّه ها نشده و نمی شود. شاید اگر قرار می بود فقط با یک اسم یا یک تیتر توجه بیشتری را از مخاطبِ مورد نظر جلب کرد و تعریف درست تر  و عمیق تری نیز نسبت به عمق فاجعه ارائه نمود «هیس! کودکان فریاد نمی زنند!» موجه تر و جامع تر می نمود.

دوم

«بیجه» جنایتکارِ جوانِ بیست و دو ساله ی «پاکدشتی» را هنوز اذهان فاجعه دیده ی ایرانی فراموش نکرده است. سال ۸۲ خبر تجاوز و قتل نزدیک به بیست پسربچّه در حوالی کوره پزخانه های حاشیه ی پاکدشت، همه ی ایران را تکان داد. من آن روزها به دلیل موقعیت شغلی درگیر و مطلع بر آنچه که در پرونده می گذشت بودم. در جلسات دادگاه به غیر از دو سه خانوار مابقی اولیای دم اصلن دیده نشدند. روند برگزاری محاکمات آن قدر کُند و بی روح و فاقد هیجانات رایج در پرونده های این چنینی بود که گروه سازنده ی فیلمِ مستند برای تدوین نهایی لحظات درون دادگاه با مشکل اساسیِ عدم کشش و جذابیت بصری مواجه بودند! خاطرم هست از میان آن همه کودک مظلومی که «بیجه» جان شان را گرفت، بسیاری از خانواده ها از بیم آبرو و یا از خوفِ به خطر افتادن وضعیت اقامتی شان در ایران (چون مهاجر بودند) نه شاکی شدند و نه هیچ وقت پیِ داستان را گرفتند. «بیجه» اعدام شد در حالی که آخرین اعترافاتش در زندان (برای مسئول پرونده و  هم بندی هایش) نشان می داد علت ارتکاب تجاوز و قتلِ پسربچه ها از سوی او را باید در روزهای کودکی خود او جست و جو کرد. مثلن روزی که سخت آزار جنسی دید و سخت تر کتک می خورد و سخت تر از آنها تحقیر می شد برای آن که سکوت کند و فریادش را کسی نشنود!

سوم

کودکان عمومن از جانب چه کسانی آزار می بینند؟ یا اصلن شفاف تر! چه کسانی بیشتر کودکان را مورد تجاوز جنسی قرار می دهند؟

این یک سوال سخت و شاید تابوشکنانه است. آمارها نشان می دهد آزار جنسی کودکان بیشتر از جانب آنهایی صورت می گیرد که به ایشان نزدیک تر اند. «همسایه ها»، «مربی»، «معلّم» یا «کارگران خانگی»، «مغازه دارهای توی مسیر خانه به مدرسه»، «اقوامی که دور نیستند»، «آشنایانِ نزدیک»،…و آن چه که کم گزارش نشده است «سرپرست» یا آن هایی که کودکان را به فرزندی پذیرفته اند…

در همه ی نظام های اجتماعی پیشروکه قوانینِ رایج بر مبنای اصول اساسیِ کرامت و شرافت انسانی تعریف گردیده است پذیرش فرزند خواندگی هرگز کار ساده ای نبوده و نخواهد بود. مسئولیت دارا بودن حقّ فرزند خوانده آن قدرسنگین است و تعهداتی که قانونگذار وضع نموده  تا آنجایی ست که امکانِ حتی اقدام به تحقق اش برای هرکس ممکن و میسر نیست. متاسفانه این روزها قانونی در مجلس شورای اسلامی ایران توسط نمایندگان مردم! به تصویب رسید که نه تنها با هیچ متر و معیار این جهانیِ معطوف به حقوق انسان قابل فهم و سنجش نیست بلکه بر اساسِ آموزه های دینی و شرعی نیز مفسده آمیز، غیر شرعی، ضداخلاقی و تباه کننده ی بنیان های خانواده ی ایرانی ست. قانونی شدن امکان ازدواج سرپرست با فرزندخوانده پس از اخذ حکم دادگاه، لکه ی ننگی ست که تا هر زمان که خانه ای به نام مجلس هست از چهره ی نمایندگان این دوره و هم آنهایی که نهایتن مصوبش کرده اند پاک نخواهد شد.

«فرزندخوانده» در فرهنگ عامه ی ایرانی هیچ وقت هیچ از «فرزندِ تنی» کم نداشته است. باورِ عامِّ مَحرمیّتِ فرزندخوانده در عرفِ خانواده ی ایرانی حالا با تصویب این قانون نه تنها خدشه برداشته بلکه شمایل این قانون (امکان ازدواج با فرزندخوانده) به طرز خوفناکی دارد ترویج مساله ی نامانوسِ «زنای با محارم» را در اذهان تصویر می کند!

بدیهی ست که با عمومی شدن این قانون،  از این پس زنِ ایرانی دخترخوانده را و بلعکس، مرد ایرانی پسرخوانده اش را رقیب جنسی روزهای نزدیک خود بداند! همین شائبه که از این پس تحقق اش دور نمی نماید هم مسبب سخت گیری یا بی علاقه گی زوج های واجد شرایط برای پذیرفتن فرزند خوانده خواهد شد و هم امکانی قانونی را برای بیماران یا سوء استفاده گران جنسی از کودکانِ محروم و بی پناه مهیا خواهد کرد. آلوده کردن فضای پاک و منزّه خانواده با ذهنیاتِ عجیب و دورِ بیمارگونه ای که مع الاسف حالا قانون مبلغ اش شده (حتی اگر بُن مایه و اساس قانون اش را با روایاتِ دینی محکم کرده باشند) انقدر خطرناک است و زخم هایی که همین امروز زده و تبعاتی که در آینده ی نه هیچ دور خواهد داشت به اندازه ای ویرانگر است که با توقف اش -اگر همین حالا محقق شود- هیچ معلوم نیست جبران شدنی باشد.

حالا داستان این قانون به همین جا ختم نمی شود. تصویبِ آوردنِ برچسب فرزندخواندگی در شناسنامه یکی دیگر از آن شاهکارهای ابدیِ مجلسِ هشتم است. بنابر اصلاحیه ی تبصره ۲ ماده ۲۲ این لایحه  قرار است از این پس در بخش توضیحات شناسنامه ی زوجی که سرپرست اند، نام و نام خانوادگی کودکی که فرزندخوانده یا تحت سرپرستی است هم ذکر شود! همچنین اضافه کنید این را که از این پس اگر کودک علاوه بر سرپرست، پدر و مادری هم داشته باشد نام آنها نیز در کنار نام سرپرست یا سرپرست هایش قید خواهد شد! این گونه کودکانی که به ناخواسته فرزندخوانده اند، در همه ی زندگی با شناسنامه های عجیب و نامتعارفی سروکار خواهند داشت که همیشه و همه جا محرمانه های شخصیتی شان را برملا کند و اسباب تحقیر و تحدید شخصیتی شان را در اجتماع فراهم بیاورد.

چهارم

«پوران درخشنده» با فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی زنند!» حتمن ادای دینی کرده است به همه ی دخترهایی که در همه ی تاریخِ این مرز و بوم ناخواسته و مظلومانه قربانیِ هنجارها و تعصباتِ پوچ و کورِ جمعی شده اند و هنوز هم که هنوزه می شوند. و هم پرده برداشته از چهره های مخوفی که ساخته و پرداخته ی نیمه ی نازیبا، خشن و تاریک جامعه اند و حالا هم خود پنهانی خشونت می ورزند و می تازند و سوارِ قانون به گرد پایشان هم نمی رسد! درخشنده و فیلم اش قرار بوده به جای آن هایی که قربانیان در سکوت اند، بلند و بی پروا فریاد بکشند و سکوت بشکنند و بیداری بیاورند.

مساله اما این جاست؛ حالا این روزها خود قانونی که باید فریاد را بشنود و دادرس شود، آرام آرام دارد بسترساز خشونت و زشتی و تاریکی می شود. آن هم در بطن خانواده ای که قلب تپنده ی جامعه است. قلبی که اگر بد بتپد، جهان بی راهه می رود…

 

دیدگاه ها (6)

  • انزلی نوشت...

    با سلام خدمت شما. نمیدونم این وبسایت کی متولد شده اما این اولین باره به سایت شما مراجعه کردم. سایت بسیار بسیار غنی و پرمحتوایی دارید. بهتون تبریک میگم امیدوارم ماندگار باشید و همیشه فعال.
    نقد بسیار بسیار بجا و جالبی بود واقعا جای تاسف داره که چنین قوانینی داره تو این مملکت تصویب میشه. امیدواریم بشه جلوی این قانون رو گرفت. جالبه میگن خود بهزیستی به خاطر ۳ مورد!! فقط ۳ مورد اتفاق افتاده درباره ازدواج با فرزندخوانده به این قانون اصرار داشته…
    (با عرض معذرت بنده چون سایتتون بخش نظر خصوصی نداشت اینم اینجا مینویسم اما اگر خواستید نظرات رو تایید کنید این قسمت رو پاک کنید. خواستم بگم در سبک نوشتاری شما یکم تناقض وجود داره. کلماتی مانند اصلن، حتمن، نهایتن رو به سبک فارسیش نوشتین تااز حالت عربی خارجش کنید که جای تقدیر داره اما چون در جاهای دیگه متنتون از کلمات عربی مانند: مفسده، تحدید، منزه، ذهنیات، بصری، خوف، اذهان، مع الاسف و .. استفاده کردید یکم زیبایی نوشتارتون از بین رفته. اگه جسارت نباشه خواستم پیشنهاد بدم این کلمات عربی رو هم معادل فارسی اونو قرار بدین بهتره. ضمنا کلمه رغیب اشتباهه رقیب درسته اصلاحش کنید. بازهم ببخشید اگه جسارتی شد هدف فقط اصلاح متن بود چون از نظر محتوایی خیلی خیلی قوی نوشته شده و این قدرت قلم شمارو میرسونه اما اگه اون ایرادا رفع بشه بسیار زیباتر میشه. این نوشتار بنده هم فقط یه پیشنهاد برادرانه بود. البته اصل محتوا بود که واقعا رسا و قوی نوشتید امیدواریم مسئولین در این قانون تجدیدنظر کنن)
    موفق و پیروز باشید.

    پاسخ دادن
    • سردبیر

      سلام دوست عزیز.
      بی اندازه از توجه تان ممنون. نقدتان درباره ی اشتباه نوشتاری صحیح بود و اصلاحش کردیم.
      اما درباره ی عدم استفاده از کلمات عربی، با توجه به در هم آمیختگی شدید این زبان در زبان فارسی و کاربردی شدنش به خصوص در حوزه ی علوم اجتماعی که با مبانی شرعی نیز پیوند خورده است اگر که ناشدن نباشد کار را برای انتقال مفاهیم بسیار سخت خواهد کرد. البته که حتمن بهتر خواهد بود تا جایی که امکانش باشد در نگارش مقالات یا یادداشت ها به کلمات و اصطلاحات رایج در زبان فارسی توجه داشت. در مورد نحوه ی نوشتن کلمات تنوین دار هم، حتمن خودتان مستحضرید که بسیاری قائل به این گونه رسم الخط اند و البته که این امر به خاطر سهولت در نوشتن و خوانش متن هم صورت گرفته است.

      پاسخ دادن
  • بابایی

    ممنون آقای حق ره از این مطلب مسئولانه و روشنگرانه شما . به قول حمید مصدق : “حرف را باید زد / درد را باید گفت ” ، به خصوص ا که این بار سخن از متلاشی شدن باورها ، ارزشها ، روح انسان و خانواده ها است .
    من هم معتقدم همه باید فریاد بکشند در مقابل این مصوبه غلطی که توسط وکلای ملت که قاعدتا باید بهترین تصمیم را برای مردم و جامعه بگیرند ، گرفته شده و امیدوارم فریادها به گوش آنها که باید برسد و نسبت به تغییر آن اقدام کنند .

    پاسخ دادن
  • زنجانی

    با سلام و ممنون بخاطر مطالب زیبا و پر محتوایتان

    بخدا ادمیزاد دیگر به عقل بعضی از این بنی بشر شک میکند
    توهین به کسی نباشد ولی ایا این چنین قوانین من در اوردی
    عقلانی.عرفی. و از لحاظ مذهبی داره وجهه دینی میباشند
    شاید بگویید این چنین مواردی در دین لحاظ نشده ولی در همان دین گفته که کارهایتان بر اساس عقل و منطق باشد
    همین گونه میشود که با سریالهای اب دوغی صدا سیما سرار خیانت و تجاوز(سریال تاریخی) قبح بعضی از اعمال و کارها میریزد.

    دیگر نمیدانم چه بگویم
    فقط مانده ام چرا اصحاب رسانه ساکت مانده اند؟

    با تشکر یک هموطن

    پاسخ دادن
    • سردبیر

      ممنون از توجه تان.
      آن چه که می تواند در این باره را گشا باشد حتمن افزایش آگاهی ها و توزیع گسترده ی فرهنگ میان عامه ی مردم است.
      درک صحیح از حقوق فردی و اجتماعی لازمه ی بالندگی و پویایی هر اجتماعی ست که امیدواریم سهم جامعه ی امروز ایرانی هم بشود.

      پاسخ دادن

ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا