شما اینجا هستید:خانه » فرهنگ و هنر » موسیقی » محمدرضا شجریان / نا شنیده ها (حافظ خوانی در جشن تولّد خصوصی ۳۹ سالگی)

محمدرضا شجریان / نا شنیده ها (حافظ خوانی در جشن تولّد خصوصی ۳۹ سالگی)

دوشنبه (۱ مهرماه ۱۳۹۲) هفتاد و سومین سالگرد تولّد آقای آواز ایرانی «محمّد رضا شجریان» بود. برای بیان عظمت و سترگیِ شان و منزلتِ استاد بی بدیل همه ی ادوار تاریخِ هنر موسیقیِ این سامان، به یقین کلمه و کلام گویای تمامیه آن چه که بایسته و باید نیست.

«خروس جنگی» امّا در حالِ خوشِ معطوف به تداوم این حضور امیدآفرین و الهام بخش، ناشنیده هایی از آوازخوانیِ سالهای دورِ آبروی آواز ایران (محمّدرضا شجریان) را در جشن خصوصیِ تولد سی و نه سالگی اش، با همراهی آوای آسمانی نِی «حسن کسایی» به اشتراک می‌گذارد.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

ناشنیده-ها.-محمدرضا-شجریان-حافظ-خوانی-با-همراهی-محمّد-موسوی-جشن-سی-و-نه-ساله-گی-شجریان.-1مهرماه

حالا آوازِخوانیِ همواره منحصر به فرد «شجریان» از اشعار کلاسیک تاریخ ادبیات ایران، اجرای بی نظیر و شورانگیز «کسایی» و هم گفتگوی کوتاه، صمیمی، امّا پرنکته و کنایه ی بزرگترین های موسیقی معاصر ایران در روزهای پرتنش و التهاب ابتدای انقلاب (مهر ۵۸)رااز اینجا بخوانید و بشنوید و اگر خواستید از ما به یادگار نگه دارید.

حافظ خوانی

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

(اجرای خصوصی/ ۱ مهرماه ۱۳۵۸)

جشن تولد سی و نه سالگی محمدرضا شجریان

آوازمحمّد رضا شجریان

نی : کسایی

شعر: حافظ                 

حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم

که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم

تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح

شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم

یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم

بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند

که مکدر شود آیینه مهرآیینم

سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو

گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم

سینه تنگ من و بار غم او هیهات

مرد این بار گران نیست دل مسکینم

من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر

این متاعم که همی‌بینی و کمتر زینم

……………………………..

ما زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آن چه می پنداشتیم

تا درخت دوستی برگی دهد

حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفتگو آیین درویشی نبود

ورنه با تو ماجراها داشتیم

شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت

ما ندانستیم و صلح انگاشتیم…

……………………………

متن گفتگو:

– خیلی ممنون. خسته نباشید.

– پام درد گرفته. من دو تا پام خواب رفته. اصلن دیگه نمی تونم.. وای… بدجوری نشستم…

– آقای «شجریان»! دیگه ختمه آوازها! دیگه تموم…

– آقا کُپی یادت نره…

– خرج داره قربون!

– اینو یادگاری نیگه دارید.

– خرج داره…

-فعلن همین اصلشو بذاریم تا آقای «غیور» وَردارِد ببِرِد…

– تا حالا کپی شو از ایشون بگیرید

– اصلشو دارِد آقا! ضبط دارِد می کنِد. اصلش اینجاست. پیش خود غیور هست. هم عرض کنم که بنده ارادت دارم به ایشون. هم آقای «شجریان» می خواد که سر به تنش نباشد! بله… می گم هم من بهش ارادت دارم هم آقای «شجریان» می خواد سر به تنش نباشد!…(خنده)

 – … چه می دونم! خلاص…

– امشب چون واقعن شب تولد آقای «شجر یان» هم هست . تبریک هم می گیم. واقعن جشن تولدی هم شد.

-اتفاقن تولد بنده هم در همین نیمه های مهر ماهه. بله. و حتی خانومم هم همین طور!

– تولد من هم آبان ماهه!

– نوابغ همین طورن آقا! همین دو ماهن!

– منِ بدبخت که در ماه اردیبهشتم. یعنی می رم بهشت آقا!

–  بفرمائید آقای «شجریان»…

 محمّدرضا شجریان: در خدمت استاد بی نظیر. استاد زمانه و نابغه ی موسیقی که بارها با دوستان صحبت شده به اعتقاد منه خب! که زیاد از موسیقی سرم در نمی آد ولی خب! سلیقه ی من اینه که تو این صدساله ما نظیر ایشون رو نداشتیم و بعد هم نخواهیم ام داشت. حمل بر این نشه که روبه روشون این صحبت رو می کنیم. من همیشه پشت سرشون هم گفتم. استاد… و خب! بلاخره شنوندگانی که اهل ذوق هستند و تا یه مقداری گوششون به موسیقی ایرانی آشنا هست حتمن تصدیق خواهند کرد که این عرض بنده رو.

در خدمتشون هستیم. در منزل آقای «محمّد موسوی». امروز استاد بیشتر از همیشه سرحال بودند. و چند تا برنامه های خیلی خوبی رو اجرا کردن. به شرطی که آقای «موسوی» این نوار رو ضبط کنن به ما هم بدن.

– کپی که می دیم…

محمّد رضا شجریان: آقای «غیور» تشریف دارن. آقای «رضوانیان» دوست بنده تشریف دارن. خانوم بنده هستن. خانوم استاد «کسایی» هستن. امروز هم… تولّد بنده است اما جشن نگرفتن این بی انصافا برای ما!

– تورو خدا! این خانومتو دوست داری؟ خانومتو دوست داری یا نه؟!

– حالا این صحبتشو تو دادگاهِ انقلاب می کنیم! (خنده جمع)

در اول مهرماه ۱۳۵۸ هست. و واقعن استفاده کردیم از ساز استاد. واقعن.

– و خدا کنه که همیشه حالشون همین جوری باشه.

حسن کسایی: عرض کنم که حمل بر حضوری تعریف کردن نباشه.. اصلن این آقای «شجریان» توی این مملکت یه آسی شده از نظر موسیقی که حتی زبون اونهایی که می خوان موسیقی را پس بزنن و کوچیکش بکنن زبون اونها رو هم خشک کرده است و به هر طریق هم که بخوان موسیقی رو بی حالت هم اجرا بشه دهن این مرد که باز می شه بهش رنگ و رونق می دِد. و خداوند بهش در درجه ی اول سلامتی بدهد و در درجه ی دوّم هم خداوند به این مردم بیشتر از اینها شعورِ موسیقی بدهد که این گنجینه ی گرانبها را که داریم- این آقای «شجریان» را- بشناسن و باعث دلسردی و پژمردگی ش نشن مثل ماها! برای این که ما در دوره ی طاغوت که کنار گذاشته بودیم و بایستی اون جنگولک بازی ها باشه. و حتی یک مرتبه تصویر نازیبای من در تلویزیون دیده نشد. حالا هم که حتمن به فراموشی سپرده شده ایم و .. تا کی باید در فراموشی باشیم… ولی خب! برای خودمون که هستیم آقا! عرض می کنم که اگر نمی توانیم استفاده ای به دیگران بدهیم اما برای خودمان که می توانیم شمع بزم خودمون باشیم و بسوزیم و بسازیم.

عجالتن من دو سه تا افتخار بزرگ در زندگیم داشته ام. یکی ش من در زمانی زیسته ام که استاد «ابوالحسن صبا» زنده بوده است و نهایت محبّت رو به من داشتن و برای من که یک کمی ادّعای شناخت «ابوالحسن خان صبا» را داشتن کافی ست. البته دیگران هم هستند که در کمال بی انصافی «صبا» را با یکی از سازهای معمولی معرفی می کنند…

دیدگاه ها (7)

  • مهرداد

    سلاممممممممممممممممممممممممممممممممم

    دوستتان دارم

    جسارتا لینک دانلود را هر بیشتر میجویم کمتر مییابم

    بوسه باران مهر-می ستیایمتان

    مهرداد مهر

    پاسخ دادن
  • داود

    با سلام یه اشتباه اتفاق افتاده واونم اینه که نوازنده نی این محفل استاد بزرگ مرحوم سید حسن کسایی بوده اند.

    پاسخ دادن
    • سردبیر

      سلام دوست عزیز.
      ممنون از توجه تان.
      اگر به فایل صوتی گوش بدهید یا متن پیاده شده را مطالعه بفرمایید حتمن خواهید دید که نوازنده ی نی در این محفل استاد موسوی بوده است.

      پاسخ دادن
      • علیرضا

        سلام …خیلی خوب بود اما اون کسی که صحبت میکنه استاد کسایی هستن نه اقای موسوی و با نی استاد کسایی استاد شجریان خواندن نه ساز آقای موسوی سپاس

        پاسخ دادن
  • رضا

    با سلام من هم با نظر دوستمون موافقم…. اصل نوار رو هم دارم صرفا برای اینکه اشتباعه نشه عرض میکنم نی این نوار با استاد بزرگ کسایی ضبط شده .اگر دقت فرمایید در قسمت سخن گفتن استاد کسایی میفرمایند خوشحالم در زمانی زیسته ام که کسانی چون صبا بوده اند (نقل به مضمون)
    کسانی هم که اشنایی با شیوه نی نوازی هر دو استاد دارند از نوع نوازندگی پی به استاد کسایی میبرند

    پاسخ دادن
  • ابوالفضل

    سلام نوازنده نی استاد حسن کسایی هستند و صحبت های آخر متن هم صحبت های استاد کسایی هست : (عرض کنم که حمل بر حضوری تعریف کردن نباشه.. ) هم از نوازندگی معلومه که استاد کسایی هست هم از صحبتها و صدا و لهجه ی ایشون و هم از متن که گفتند در خدمت صبا بودم. البته محمد موسوی هم در جلسه هستند در واقع در منزل موسوی هست.

    پاسخ دادن

ارسال یک دیدگاه

© 2013 Powered By Khoroos Jangi KhoroosJangi- میزبانی وِب توسط گــُزگـا

بازگشت به بالا